تبليغاتX
دارالشیعه
وبلاگicon

دارالشیعه
پيمبري كه عمري غم خوار امتش بود *** روي كبود زهرا (س) اجر نبوتش بود ؟!  
قالب وبلاگ
لينک دوستان



قالب وبلاگ

لوگوي دوستان



پایگاه مذهبی دارالشیعه

 شيعه اميرالمومنين عليه السلام

شکوفه ي بهشتي

داستان های عاشقانه

 حرفاي دل يه ني ني کچل
حميد رضا رحيمي
شيعه زيستن

وبلاگ یا اباصالح المهدی

سايت مهدوي ناصرالمهدي

هیئت سینه زنان شش ماهه کربلا

سربازان گمنام امام زمان{عج}

دوستداران حاج محمد امیدی

مجمع مکتب الرقیه(س) زنجان

خدادوست 

فقط خدا

امار باديد

خدا رحمت کند شهيد اکبر  جمهوری را، قبل از عمليات از او پرسيدم: در اين لحظات آخر راستش را بگو چه آرزويی داری و از خدا چه می خواهی؟ پسر فوق العاده بذله گويی بود. گفت: با اخلاص بگويم؟ گفتم: با اخلاص. گفت: از خدا دوازده فرزند پسر می خواهم تا از انها يک دسته عملياتی درست کنم خودم فرمانده دسته شان باشم. شب عمليات آنها را ببرم در ميدان مينها رها کنم بعد که همه يکی پس از ديگری شهيد شدند بيايم پشت سيمهای خاردار خط، دستم را بگيرم کمرم و بگويم: آخ کمرم شکست!

 


برچسب‌ها: خاطرات جنگ, خاطرات هشت سال دفاع مقدس, خاطرات شهدا, خاطره ای از شهید جمهوری
[ سه شنبه 4 بهمن1390 ] [ 18:45 ] [ هدهد ]
.: Weblog Themes By mihanfa :.

درباره وبلاگ

دار الشیعه نماینگر مظلومیت اهل تشیع و برحق بودن این مذهب است .

اگه دوست داشتید با ما تو دار الشیعه فعالیت کنید حتما تو قسمت نظرات اعلام کنید.
احسان نادری

موضوعات وبسايت

باز کردن همه | بستن همه

تصویر ثابت