|
دارالشیعه پيمبري كه عمري غم خوار امتش بود *** روي كبود زهرا (س) اجر نبوتش بود ؟!
| ||
|
محرم و صفر که تمام می شود ٬ ربیع که می آید ٬ همه ی دلخوشیمان این است که با گلاب خوشبوی رسول ٬ می توان نفس راحتی کشید اما هنوز هشت چشم خوشحالی به سپیده باز نکرده ای تمام حس بهارانه ات پاییز می شود . از خواهرم شنیده ام حال و هوای غریبانه ی ضریح چوبی ات را آقا و چقدر خوشبختند چوب های قهوه ای نمی دانم کجا آبادی که تو را عاشقانه در آغوش گرفته اند . انگار غربت را از مادرانت و صبوری را از پدرانت به ارث برده ای که یادگار مهربان تو نیز چون تبار خود غریب اما صبور است . پدر بزرگ نجات بخش جهان . هم سن وسال های من بودی که با نوشیدن جرعه ای از ناگوار معتمد پله های کمال ذاتی ات را تا آسمان ها بالا رفتی و کروبیان را ماتم زده ی جوانی ات کردی . و چقدر فاصله است بین من با تو که تو در سن من با اشاره ای بادها را باران ها را ابرها را دریا ها را به حرکت می آوردی و من حتی نمی توانم اراده ام را بجنبانم . اما قلبم را در ضرب آهنگ محبتتان به رقص در آورده ام و به تو ای پدر بزرگ مهربان قول می دهم تا سنگ لاخ های جاده های منتهی به فرزندت را هموار نمایم و هرچند لنگ لنگان اما همیشه تا رسیدن به آن نقطه ی نورانی قدم بردارم و سرباز فدایی اش باشم . اللهم عجل لولیک الفرج [ پنجشنبه 29 دی1390 ] [ 18:41 ] [ هدهد ]
|
||
| [ طراح اختصاصي توسط : ميهن فا ] [ Designed exclusively by : MIHANFA ] | ||