|
دارالشیعه پيمبري كه عمري غم خوار امتش بود *** روي كبود زهرا (س) اجر نبوتش بود ؟!
| ||
|
وقتی کنار پنجره پر اضطراب می نشینم وقتی برای آمدنت ثانیه ها را به جلو شوت می کنم وقتی که در کشاکش حسرت ها و امید ها انتظار را بر می گزینم انگار باغچه های نرگس هنوز گل می دهند در هوس چشم هات و دست های مادر در انتظار آمدنت دراز آسمان است انگار درختان سرو باورت دارند در سپیدی زمستان و آفتاب نیز که امیدوار تابیدنت هر صبح طلوع می کند تا طلوعت و هر عصر حسرت نیامدنت را به سوگ می نشیند در پشت کوه های دلتنگ هر شب ستاره ها جاده ی آسمانی را که به تو ختم می شود چراغانی می کنند و ب سمت خود می خوانند این زمین از مدار گریخته را باران می آید و اشک های آسمان را برگونه های زمان می چکاند انگار تو در راهی و همه ی کهکشان خبر دارند جز... باور دارم تمام پنجره ها آ مدنت را یقین دارند و تمام حنجره ها فریادت می کنند با التماس دوباره امروز دیدارت را با شوت ثانیه ها به جلو منتظر می مانم و در کنار پنجره پر اضطراب می نشینم و نگاه می کنم رقص گنجشکان عاشق را در هیجان پیشوازی ات
معصومه مرادی برچسبها: امام زمان, شعر در باره ی انتظار, شعر درباره ی امام زمان [ پنجشنبه 6 بهمن1390 ] [ 0:11 ] [ هدهد ]
|
||
| [ طراح اختصاصي توسط : ميهن فا ] [ Designed exclusively by : MIHANFA ] | ||