تبليغاتX
دارالشیعه
وبلاگicon

دارالشیعه
پيمبري كه عمري غم خوار امتش بود *** روي كبود زهرا (س) اجر نبوتش بود ؟!  
قالب وبلاگ
لينک دوستان



قالب وبلاگ

لوگوي دوستان



پایگاه مذهبی دارالشیعه

 شيعه اميرالمومنين عليه السلام

شکوفه ي بهشتي

داستان های عاشقانه

 حرفاي دل يه ني ني کچل
حميد رضا رحيمي
شيعه زيستن

وبلاگ یا اباصالح المهدی

سايت مهدوي ناصرالمهدي

هیئت سینه زنان شش ماهه کربلا

سربازان گمنام امام زمان{عج}

دوستداران حاج محمد امیدی

مجمع مکتب الرقیه(س) زنجان

خدادوست 

فقط خدا

امار باديد

ویژگی امام حسین در رابطه با قرآن


در این بخش، سخن از ویژگی های حسین علیه السلام در رابطه با قرآن مجید و کلام عزیز الهی است و در آن چند بحث است:
1- آن حضرت در حقیقت، کلام خداست.
2- او شریک قرآن است؛ به همین دلیل خداوند ویژگی و صفات آن را به او ارزانی داشته است.
3- در قرآن آیات متعددی است که در سوگ او و برای بزرگداشت و سوگواری او نازل شده است.
4- بدان دلیل که او شریک قرآن است، در آن چیزهایی است که به آن حضرت عطا شده است، از آن جمله: سوره ی فاتحه، که خود معادل قرآن و ویژگی های آن است؛ و نیز از ویژگی بسم الله که آغازگر سوره ی قرآن است.
5- و دیگر، بحث ظریف و شریفی که طی آن، ارتباط شخصیت والای او را با کران تا کران قرآن و همه ی آیات روشنگر آن ترسیم نموده ایم.
اینک به یاری خدا، به ترسیم بحث‏ها برمی گردیم...

 

قرآن گویا


حسین علیه السلام امام بر حق و پیشوای آسمانی و در حقیقت قرآن و کلام خداست، کلام گویا و سخن حقیقی او؛ وجودش بسان کلام خداست و بیانگر کلام خاموش اوست و این دو، قرآن خاموش و گویا: از هم گسست ناپذیرند....
حسین علیه السلام و قرآن، دو سرمایه ی گرانبها و جاودانه اند که پیامبر گرامی از خود به یادگار نهاد و به امت خویش به رسم امانت سپرد و در مورد حسین علیه السلام نکاتی را آشکار ساخت.او را با خود بر فراز منبر برد و فرمود: «هان ای
مردم! این حسین

403


است، فرزند گرامی علی و فاطمه، او را به خوبی بشناسید و گرامی اش بدارید.»**زیرنویس=بحارالانوار، ج 43، ص 262.@.
و فرمود: «خدایا! من حسین را نزد تو و ایمان آوردگان نیکو کردار، به رسم امانت می نهم.»**زیرنویس=بحارالانوار، ج 45، ص 118 و 167.@.
او امانت پیامبر در میان امت اوست، آن هم نه تنها در عصر رسالت و پس از آن، بلکه در همه ی قرون و اعصار و در میان همه ی نسل ها، تا روز رستاخیز.پس شما ای امت پیامبر! باید نیکو بیندیشید که این امانت را چگونه پاس می دارید؟

هدف‏های مشترک


در مورد هدف‏های مشترک قرآن صامت و ناطق، در همه ی ویژگی ها و ارزش‏ها و صفات، نخست هر کدام را ترسیم و آنگاه به تطبیق آنها می پردازیم تا به خوبی روشن شود که چرا و چگونه او شریک قرآن است.
قرآن، بشریت را به اسلام رهنمون است و راه های هدایت و صلاح را برای مردم می گشاید و حسین علیه السلام نیز همان گونه که در بحث‏های پیش، از نظرتان گذشت، هدایتگر مردم به سوی ایمان و تقواست**زیرنویس=بحارالانوار، ج 36، ص 205 و ج 94، ص 184.@ و در همه ی زندگی، به ویژه با پیکار قهرمانانه اش با بیدادگران اموی و با عاشورا و شهادت و شهادتگاهش بیانگر راه های هدایت و معیار شناخت حق و باطل و پیروان آن است.
قرآن، شب فرود آمدنش، شب گرامی قدر است**زیرنویس=سوره ی قدر، آیه ی 1.@ و حسین علیه السلام که قرآن ناطق است، در شب ولادتش فرشتگان و روح الامین، به اذن پروردگار فرود می آیند**زیرنویس=بحارالانوار، ج 43، ص 243.@ و درود و سلام تا سپیده سحر و طلوع فجر، از جانب خدا و به زبان جبرئیل ادامه دارد.
قرآن، از هر کس که آن را نیک تلاوت و بر آن مداومت کند، شفاعت می نماید**زیرنویس=بحارالانوار، ج 92، ص 20 و 24.@ و قرآن ناطق نیز از هر کس که او را عارفانه و عاشقانه و هدفدار زیارت کند و بر او سوگواری نماید، شفاعتش می نماید.**زیرنویس=بحارالانوار، ج 44، ص 281.@.
قرآن، از نظر ساختار و اسلوب و هیئت و محتوا و دیگر ابعاد، به راستی معجزه است، و قرآن ناطق نیز با سر مطهر و پیکر به خون آغشته و خون جوشان و

404


شهادتگاه گلگونش معجزه است، همان گونه که به این واقعیت برای هر انسان اندیشمندی در رخدادهای گوناگون زندگی آشکار است.
قرآن، همواره تازه است و با تکرار تلاوت و نگرش در آن، نه بوی کهنگی می دهد و نه خسته کننده است.
حسین علیه السلام نیز مصیبت هایش همواره تازه است و به خاطر تکرار و یادآوری بسیار خسته کننده نیست.
قرآن، تلاوتش در دوران سال عبادت، شنیدنش عبادت و نظر کردن بدان هم عبادت است، و حسین علیه السلام نیز سوگواریش عبادت، شرکت در مجلس سوگ برای شنیدن مرثیه او عبادت، نشستن در مجلس او عبادت، غم و اندوه به خاطر او عبادت، گریه بر او عبادت، گریاندن بر او عبادت، به شکل گریه کننده و سوگوار او درآمدن نیز عبادت**زیرنویس=بحارالانوار، ج 44، ص 288 و 308.@ و زیارت او از نزدیک و درود فرستادن بر او از راه دور، دیدار زائران و آرزوی شهادت در کنار او و همراه او نیز، عبادت و بندگی خداست.**زیرنویس=بحارالانوار، ج 44، ص 286.@.
در مورد پاسداری از حرمت قرآن و احترام بدان مقرراتی است از آن جمله: نباید از متن زندگی خارج گردد و باید از گرد و غبار نشستن بر آن جلوگیری شود، کسی آن را جز با طهارت و پاکیزگی دست نزند و هرگز نباید با آن بسان کالار فتار گردد و نباید وسیله ی سوداگری و دنیاطلبی و ابزار قدرت و سلطه گری قرار گیرد.
حسین علیه السلام نیز همین گونه است و در مورد احترام به آن حضرت مقرراتی است، اما سوگمندانه بادهای سهمگین و پر گرد و غبار بر آن گرامی وزید و پیکر مطهرش را دربر گرفت و ناپاکان و پلیدان به پیکر مقدسش دست زدند و دین خود را در برابر ریختن خون پاک او به بهای اندک و حکومت بر سرزمین ری - که هرگز بدان نرسیدند - فروختند.**زیرنویس=بحارالانوار، ج 44، ص 306 و ج 45، ص 187.@.
قرآن، کلام خاموش الهی است و حسین علیه السلام کلام ناطق و گویای خداست.
قرآن، گرامی، پرشرافت و بزرگ است و حسین علیه السلام نیز گرانمایه و پرشرافت و بزرگوار و علاوه بر همه ی این ها شهید و پیشوای شهیدان است.
در قرآن، تاریخ پیامبران، موقعیت و سرگذشت آنان، پیش آمده، همه و همه به صورت سازنده و پرمحتوا و هدفدار بیان گردیده است و

405


در زندگی شگفت انگیز و تاریخ ساز حسین علیه السلام نیز داستان های پیام آوران خدا و سرگذشت آنان به روشنی و به صورت سازنده ای ترسیم شده است.
آیات روشن و روشنگر قرآن شش هزار و ششصد و شصت و شش**زیرنویس=این رقم را میبدی در شکف الاسرار، ج 10، ص 682 گفته و بر سر زبانها افتاده است، ولی طبق روایتی که مرحوم طبرسی در مجمع البیان، ج 10، ص 406، از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم نقل کرده، مجموع آیات قرآن 6236 آیه می باشد، اما بر اساس شماره گذاری های رایج تعداد آیات قرآن 6223 می باشد.
تذکر این نکته ضروری است که این اختلاف مربوط به شماره گذاری آیات می باشد و هرگز به معنای وجود کم و کاستی در قرآن نیست.@ آیه است و در پیکر مقدس حسین علیه السلام نیز آیات آشکار هزار و نهصد، چهار هزار**زیرنویس=بحارالانوار، ج 45، ص 50.@ و بیشتر هم گفته شده است و اگر زخم هایی که بر روی زخم های پیشین ایجاد شد و آنچه بر اثر جنایت پایمال کردن پیکر مقدس بر آن وارد شد، به حساب آوریم به شمار آیات قرآن می رسد.
در صد و چهارده جای قرآن، واژه گرانقدر بسم الله آمده است و در پیکر مقدس حسین علیه السلام نیز تنها زخم های شمشیر که مانند بسم الله بود به همان شمار می رسید.قرآن، از جزءها، سوره ها، سطرها، واژه ها، حروف، نقطه ها و حرکات مختلف تشکیل شده است، پیکر مقدس حسین علیه السلام نیز جزءها، سوره ها، سطرها، واژه ها، حروف، نقطه ها و حرکات متعدد داشت که همه از فرود آمدن شمشیرها، نیزه های ظالمانه، و فرود تیرها بر نقطه ای از پیکر مقدس و خروج آن از نقطه ی دیگر بدن پدید آمده بود.
قرآن بر چهار بخش قابل تقسیم است: مثانی یا سوره ی فاتحه، سوره های طولانی، سوره هایی که شمار آیاتش به مرز صد و فراتر از آن می رسد و دیگر، آخرین بخش قرآن و سوره های کوتاه، حسین علیه السلام نیز همین گونه است، سر مقدسش بر فراز نیزه های ستم، پیکر پاکش در کربلا بر روی ریگ‏های تفتیده، خون جوشانش بر بال پرندگان**زیرنویس=بحارالانوار، ج 45، ص 191.@ و در شیشه ی سبز رنگی نزد یکی از فرشتگان**زیرنویس=بحارالانوار، ج 45، ص 3.@ و اعضا و پیوندهای بدنش بر روی خاک در هر سو، پراکنده بود.
قرآن از سی جزء تشکیل شده است و هر جزء آن را بر دو قسم تقسیم کرده و آن را شصت پاره نامیده اند، در مورد پیکر مقدس حسین علیه السلام در این مقایسه نمی دانم

406


چه بگویم؟
خداوند، قرآن شریف را با سی و دو نام خوانده است، همین گونه این نام های سی و دو گانه با حسین علیه السلام صادق و هماهنگ است.
خداوند، قرآن را مبارک و پربرکت نامید و فرمود:
«... هذا ذکر مبارک....»**زیرنویس=سوره ی انبیاء، آیه ی 50.@.
این مبارک قرآنی است که فروفرستاده ایم.
و نیز آن مکان مقدسی را که با موسی علیه السلام سخن گفت، سرزمین برکت نامید.**زیرنویس=سوره ی قصص، آیه ی 30.@.
و نیز درخت زیتون را در سوره ی مبارکه ی نور و آیه ی نور، مبارک نامید.**زیرنویس=سوره ی نور، آیه ی 35.@.
و نیز عیسی علیه السلام را مبارک نامید که از زبان خودش ترسیم می کند که در گاهواره به قدرت خدا فرمود: «من بنده ی خدا هستم... و هر کجا که باشم مرا برکت داد.»**زیرنویس=سوره ی مریم، آیه ی 31.@.
و نیز آب باران را پربرکت نامید و فرمود: «و از آسمان آبی پربرکت فروفرستادیم.»**زیرنویس=سوره ی ق، آیه ی 9.@.
و نیز شب قدر را پربرکت نامید و فرمود: «شب قدر بهتر از هزار ماه است.»**زیرنویس=سوره ی قدر، آیه ی 3.@.
و خداوند حسین علیه السلام را به هنگام تولد و نامگذاری وجود مبارکش در پرتو وحی به پیامبرش مبارک نامید**زیرنویس=بحارالانوار، ج 44، ص 238.@ که در بخش گذشته با عنوان الطاف خاص خدا به حسین علیه السلام طی روایت شگفتی که بیانگر فضیلت بی نظیر و والای آن حضرت بود، از نظر گرامی شما خواننده ی عزیز گذشت.
قرآن، برای مردم باایمان، شفابخش و مایه ی رحمت است**زیرنویس=سوره ی اسراء، آیه ی 82.@ حسین علیه السلام نیز برای بیمارهای درونی و باطنی آنان و تربت پاک او نیز برای بیماری های جسمی آنان شفابخش است**زیرنویس=بحارالانوار، ج 101، ص 123.@ و برای مردم باایمان مایه ی رحمت و برتری و بیشترین وسیله ی رستگاری آنان نور وجود حسین علیه السلام است.
قرآن، نور است و حسین علیه السلام نیز نور است؛ حتی آن لحظاتی که پیکر مطهرش به

407


خاک و خون آغشته و بر دشت نینوا خفته بود.
قرآن، همان گونه که در آیه ی شریفه آمده است روح و مایه راحتی و آرامش جان پیامبر و سبب آسایش مردم است و حسین علیه السلام نیز همان گونه که در روایت آمده است گل سرسبد بوستان محمد صلی الله علیه و آله و سلم**زیرنویس=بحارالانوار، ج 43، ص 264.@ و سبب آسایش و راحتی مردم باایمان است.
قرآن، طبیب حاذق و خیرخواهی است که قلبها را معالجه می کند و آنها را به فرمانبرداری از حق وامی دارد و حسین علیه السلام طبیبی است که بخشی از انسان ها را به سوی اطاعت خدا رهنمون می گردد و بخشی دیگر را که گناه کرده باشند، با دعوت به توبه و جبران خطاها و امید شفاعت به فرمانبرداری خدا سوق می دهد.**زیرنویس=بحارالانوار، ج 43، ص 259.@.
قرآن مژده رسان و هشدار دهنده است و حسین علیه السلام نیز همین گونه بشارت دهنده و هشدار دهنده است.
قرآن، کتاب روشنگر است و حسین علیه السلام نیز پیشوای روشنگر که حق را از باطل، و پیروان هر کدام از آن دو را، روشن و مشخص می سازد.
قرآن، برای هر انسان باایمانی ذکر و یادآوری است و حسین علیه السلام نیز ذکر و یاد پیامبر گرامی در همه ی عمر شریف او بود که پیوسته حسین علیه السلام را یاد می کرد.
در قرآن کریم، دو آیه ی شریفه ی آیةالکرسی و آیه ی نور است و حسین علیه السلام دارای کرسی و مقامی است که جایگاه علم الهی است و در آن گرامی، آیه نوری است که با ظلمت و تاریکی شب و با خاک و خون، به خاموشی نمی گراید.
در قرآن، آیه های شفا و شفابخش و آیات امید و رحمت است و حسین علیه السلام نیز آیات و نشانه های رحمتی دارد، ویژگی هایی برای شفا، و وسایل و اسبابی برای امید و امید بستن، و علل کامل و جامعی برای رحمت الهی است.
قرآن، از آغاز پیدایش تا استقرارش در بهشت پس از فرجام این جهان، چهارده منزلگاه و مرتبه دارد... چرا که موجود گرانقدری است که دارای پیام ها و منزلگاه ها و مراحل فرود است و با شایستگان مهر و دوستی می ورزد و با بداندیشان و ظالمان سر آشتی ندارد.

408

قرآن از آغاز تا فرجام جهان


قرآن از آغاز پیدایش خود تا فرجام این جهان، مراحل و مراتبی دارد که عبارتند از:
1- مرحله ی پیدایش آن در لوح محفوظ،
2- در قلب اسرافیل،
3- در قلب میکائیل، آن گاه که اسرافیل بر او خواند،
4- قلب فرشته ی وحی،
5- فرود آمدن آن در شب قدر در بیت المعمور**زیرنویس=بحارالانوار، ج 92، ص 374.@.
6- فرود یک باره ی آن بر قلب مطهر پیامبر تا آن را به مردم بیاموزد،
7- فرود آمدن قرآن بر قلب مصفای پیامبر تا در آغاز بعثت بر مردم تلاوت کند،
8- فرود آن در شب های گرامی قدر بر امام عصر علیه السلام،
9- جای گرفتن آن در گوش‏های شنوا،
10- قرار گرفتن آن بر زبان ها و دهان ها،
11- جای گرفتن بر روی کاغذ یا مرحله ی کتابت آن،
12- جایگزین آن در دل ها،
13- ورود قرآن به سبک شگفتی به صحرای محشر،**زیرنویس=بحارالانوار، ج 7، ص 131 و 319.@.
14- و دیگر ورود قرآن به بهشت که به تلاوت کننده ی آن گفته می شود:
«قرآن را تلاوت نما و از نظر مقام و منزلت اوج بگیر.»**زیرنویس=بحارالانوار، ج 8، ص 186 و ج 69، ص 370 و ج 92، ص 197.@.
همه ی نکات چهارده گانه در مورد قرآن، از روایات گرفته شده است که در کتاب جداگانه ای آمده است.**زیرنویس=نام کتاب «روضات الجنات» است و به قلم مرحوم «شوشتری» است که بنا به نوشته ی خودش، پیرامون قرآن نگاشته شده است.@.
و اکنون آنچه مورد بحث است این است که حسین علیه السلام نیز همین مراحل چهاردهگانه را، هم در ارزش‏های والا و فضایل انسانی و ویژگی های شخصیت خویش دارد، و هم در مصائب جانگداز و دارای پیامش، که به خواست خدا هر دو بخش را ترسیم خواهیم کرد.

409

مراتب چهارده گانه ی او


1- آن گرامی پیش از آفرینش موجودات به صورت نوری خاص در مرحله نورانیت خویش بود.**زیرنویس=بحارالانوار، ج 15، ص 25 - 23 و ج 43، ص 17 و ج 53، ص142.@.
2- مرحله ی دوم از نور وجودش مراحلی است که در عرش و کرانه ها و اطراف آن به صورت ها و حالات گوناگونی جلوه داشته که روایات بیانگر آن است.**زیرنویس=بحارالانوار، ج 5، ص 261.@.
3- سومین مرحله ی نور وجودش مراحل چندگانه ای است که در بهشت به صورت درخت مخصوص، میوه ی درخت مخصوص، گوشواره ی در گوش فاطمه علیها السلام زینب بهشت و زینت ارکان و کرانه های بهشت بود.**زیرنویس=بحارالانوار، ج 43، ص 275 و 293.@.
4- چهارمین مرحله ی نور وجودش، بنا به روایات مرحله ای است که به صورت نوری خاص در صلب بندگان گرانقدر خدا بود و آنان به اراده ی الهی وسیله ی انتقال آن حضرت به این جهان بودند.**زیرنویس=بحارالانوار، ج 101، ص 200.@.
5- پنجمین مرحله، مراحلی بود که به صورت نوری در جان های پاک و رحم های پاکیزه قرار گرفت، به ویژه هنگامی که نور وجودش در وجود پاک و پاکیزه دخت گرانقدر پیامبر منزل داشت و آن بانوی نمونه جهان بشریت پیوسته می فرمود: «هنگامی که به حسین باردار بودم در شب های تاریک، به چراغ احساس نیاز نمی کردم.» چرا که نور وجود حسین نورانیت خاصی در او و فضای خانه و زندگی او ایجاد کرده بود.**زیرنویس=بحارالانوار، ج 43، ص 273.@.
6- مرحله ی ششم، مرحله ای که نور وجودش بر روی دست حوریه ی ویژه ای به نام «لعیاء» بود که همراه انبوه فرشتگان به هنگام تولد حسین علیه السلام، برای همراهی و کمک به فاطمه علیها السلام به عنوان قابله فرستاده شد.**زیرنویس=منتخب طریحی، ص 153 - 151.@.
7- مرحله ی هفتم، مراحلی است که نور وجودش در آغوش پیامبر بود و کران تا کران وجود آن بزرگوار، از شانه پرفراز و کتف گرانقدر و دامان پرمهر گرفته تا سینه پرشکوه و پشت بلند مرتبه ی او، منزلگاه های او بود.
هر کدام از این مراحل و منزلگاه های رفیع، ویژگی هایی داشت که در بخش‏های

410


گذشته ترسیم شد.
و نیز پیامبر گرامی نیز به او عنایت و توجه خاصی داشت.با زبان مقدسش به اراده الهی او را شیر می داد و دهان حسین علیه السلام منزلگاه زبان پیامبر بود**زیرنویس=بحارالانوار، ج 43، ص 243.@ و با انگشت مبارکش او را تغذیه می کرد**زیرنویس=بحارالانوار، ج 43، ص 254.@... و با دو لب شریفش کران تا کران پیکر نورانی او به ویژه پیشانی بلند، زیر گلو،**زیرنویس=بحارالانوار، ج 44، ص 188.@ فراز ناف**زیرنویس=بحارالانوار، ج 43، ص 295.@ و نزدیک سینه ی او را بوسه باران می کرد.
8- منزلگاه هشتم آن حضرت سینه پرمهر فاطمه علیها السلام بود.
9- منزلگاه نهم او را بر روی دست های پرتوان پدر والایش امیرمؤمنان بود که او را روی دست می گرفت تا پیامبر گرامی کران تا کران پیکر مقدس او را به دقت بوسه باران سازد.
آری! آن گرامی می بوسید و اشک می ریخت، حسین علیه السلام می پرسید: «چرا گریه می کنید؟» می فرمود: «جایگاه فرود شمشیرها را می بوسیم و می گریم.»**زیرنویس=بحارالانوار، ج 44، ص 261.@.
10- دهمین منزلگاه او، کتف و شانه فرشته گرانقدر وحی بود که پیوسته با اصرار از پیامبر گرامی اجازه می گرفت و نور وجود حسین علیه السلام را بر کتف و شانه ی خویش می نهاد و بر آن افتخار می کرد.**زیرنویس=بحارالانوار، ج 43، ص 316.@.
11- منزلگاه یازدهم فراز منبر پیامبر بود، هیچکس با پیامبر بالای منبر قرار نگرفت مگر علی علیه السلام آن هنگامی که در غدیر، پیامبر به فرمان خدا او را بلند کرد و فرمود:
«هان ای مردم! هر کسی که من سرپرست، فرمانروا و پیامبر او هستم علی علیه السلام رهبر و پیشوا و امام اوست.»
اما همین پیامبر گرامی که کسی همراه او بر فراز منبر نرفت، حسین علیه السلام را بارها و بارها با خویشتن بر فراز منبر می برد، او را در کنار خویش یا بر دامان خود می نشانید و می فرمود: «هان ای مردم! این حسین است فرزند گرامی علی علیه السلام، او را نیک بشناسید و گرامیش بدارید؛ همان گونه که خدا او را گرامی داشته است.»
آن گاه شهادت جانسوز او را برای مردم بازگفت و قاتل پلیدش را نفرین کرد**زیرنویس=بحارالانوار، ج 44، ص 248.@ و

411


از خود راند و وجود گرامی او را بر همه ی ایمان آورندگان قرون و اعصار به عنوان امانتی گرانقدر به یادگار نهاد و فرمود: «بار خدایا! او را به تو می سپارم و به ایمان آورندگان شایسته کردار.»**زیرنویس=بحارالانوار، ج 45، ص 118.@.
مردم سخت گریه کردند، فرمود: «آیا اینک گریه می کنید؟ اما در اوج تنهایی او و قیام الهی اش او را تنها می گذارید و شما هستید که یاریش نمی کنید؟»**زیرنویس=بحارالانوار، ج 44، ص 248.@.
و شما ای مردم، آیا با شنیدن این حدیث ساکت هستید و گریه نمی کنید؟
12- منزلگاه دوازدهم حسین علیه السلام قلب مصفای پیامبر بود.در قلب پیامبر، آن حضرت موقعیت و منزلت ویژه ای داشت که هیچ کسی چنان منزلتی نداشت.
13- منزلگاه سیزدهمین او، سینه ی پرمهر پیامبر در واپسین لحظات زندگی در این جهان بود.**زیرنویس=بحارالانوار، ج 44، ص 266.@.
14- چهاردهمین منزلگاه او، قلب پیامبر در آخرین لحظات بود که سخت برای حسین علیه السلام اندوهگین بود.
در آن شرایط، مصائب حسین را به یاد می آورد و می فرمود: «مرا با یزید چکار؟ خداوند برکت خود را از او بردارد.»**زیرنویس=«مالی و لیزید، لا بارک الله فیه، اللهم العن یزید.» بحارالانوار، ج 44، ص 266.@ و با این شرایط، روح مقدسش به ملکوت پرکشید.
15- پانزدهمین منزلگاه او قلب ها و جان ها و دل های مردم باایمان است، چرا که در دل های آنان نسبت به حسین علیه السلام مهر خاصی است که پیامبر گرامی از آن به مهر نهفته و سرشته شده در دل های باایمان تعبیر فرمود.**زیرنویس=بحارالانوار، ج 43، ص 272؛ مستدرک الوسائل، ج 10، ص 318.@.
پس، اینک به قلب خویش بنگر و بگو: «صدق رسول الله.»


[ شنبه 3 دی1390 ] [ 15:54 ] [ محسن فضل الهی ]
.: Weblog Themes By mihanfa :.

درباره وبلاگ

دار الشیعه نماینگر مظلومیت اهل تشیع و برحق بودن این مذهب است .

اگه دوست داشتید با ما تو دار الشیعه فعالیت کنید حتما تو قسمت نظرات اعلام کنید.
احسان نادری

موضوعات وبسايت

باز کردن همه | بستن همه

تصویر ثابت