تبليغاتX
دارالشیعه
وبلاگicon

دارالشیعه
پيمبري كه عمري غم خوار امتش بود *** روي كبود زهرا (س) اجر نبوتش بود ؟!  
قالب وبلاگ
لينک دوستان



قالب وبلاگ

لوگوي دوستان



پایگاه مذهبی دارالشیعه

 شيعه اميرالمومنين عليه السلام

شکوفه ي بهشتي

داستان های عاشقانه

 حرفاي دل يه ني ني کچل
حميد رضا رحيمي
شيعه زيستن

وبلاگ یا اباصالح المهدی

سايت مهدوي ناصرالمهدي

هیئت سینه زنان شش ماهه کربلا

سربازان گمنام امام زمان{عج}

دوستداران حاج محمد امیدی

مجمع مکتب الرقیه(س) زنجان

خدادوست 

فقط خدا

امار باديد

تاریخچه فراماسونری(شیطان پرستی)تاریخچه فراماسونری از آغاز خلق انسان تا کنون قدمت تاریخی دارد من برای شما از ابتدای آن می نویسم.وقتی انسان خلق شد خداوند به فرشتگان گفت:بر انسان سجده کنید همه سجده کردند به جز شیطان که از جنس جنیان بود.انسان به بهشت رفت و شیطان از خدا اجازه گرفت که انسان را گول بزند پس بنابر روایات کتابان مسیحیان و یهودیان شیطان به شکل مار درآمد و به پای طاووس پیچید و به بهشت رفت.1.مار اُمُ برای شیطان پرستان مقدس است.شیطان وقتی به بهشت رفت به آدم و حوا گفت:از آن درخت بخورید آن درخت، درخت سیب بود و اسم آن درخت،درخت معرفت و دانش بود و شیطان به آن دو گفت:اگر آن درخت را بخوری جاودانه میشی یعنی مثل خود خدا میشی پس آدم و حوا از آن درخت خوردند و به زمین آمدند.2.سیب را اگر به شکل افقی نصف کنید ستاره پنج پر یا پنتاگرام در آن دیده میشود که این ستاره برای شیطان پرستان مقدس است.حضرت ابراهیم وقتی می خواست پسرش اسماییل را قربانی کند شیطان چند بار به جلدش آمد و می خواست که ابراهیم را گول می زند ولی ابراهیم گول نخورد و شیطان مجبور شد که به شکل جسم بیاید شیطانی که به شکل جسم شود مثل آدمی است که به زیر آب برود یعنی شیطان کاملا ضربه پذیر میشود و به همین دلیل ابراهیم به طرفش سنگی پرتاب میکند و چشم راست شیطان کور میشود و فقط چشم چپ دارد.3.دجال به صورتی است که چشم راست ندارد و چشم چپ آن به صورتی است که در وسط پیشانی اش قرار گرفته و نور میدهد.حضرت یوسف وقتی رحلت فرمود قومش مورد حمله فرعونیان قرار گرفت پس از جانب خداوند پیامبری به نام موسی آمد که از خود قوم یهود بود یارانش را جمع کرد و نجاتشان داد.معجزه حضرت موسی جادوگری بود و در آن زمان سیمیا گری مد بود سیمیا یعنی اینکه تو وقتی چیزی را به وجود می آورد تو  آن را آنطور میدیدی وگرنه وجود خارجی ندارد ولی حضرت موسی سحر به ذات میکرد یعنی وقتی اژدها می آورد آن واقعا اژدها بوده است.کابالا چیست ؟ کابالا به سنت جنگیری و جادوگری را کابالا میگویند.کابالا تا ابد در خون یهود باقی خواهد ماند و دیگر پاک نمیشود حضرت موسی وقتی یارانش را از رود رد میکند میرود تا ده فرمانش را از خداوند بگیرد 30 روز او میشود 40 روز بعد از آن موسی وقتی آمد دید که یهودیان دارند گاو میپرستند.در زمان حضرت سلیمان،حضرت سلیمان قدرتش حکومت بر انس و جن بود پس تمام جن ها را به سلّابه کشید جنیان همان شیاطین اند پس سلیمان به جنیان گفت که باید برای من معبد بسازید آنها هم معبد را برایش ساختند معبد اینطور بود کفه معبد صفحه شطرنج و دو سطون داشت سطون سمت راست بوآز و سمت چپ جاکین بود و وقتی سلیمان رحلت فرمود قبل از رحلتش تمام قدرتش را زیر تختش گذاشت و رفت مکان کنونی معبد سلیمان همان بیت المقدس است که هنوز در دست مسلمانان است.در زمان جنگ های صلیبی یک شمشیر زن مسیحی با افرادش به سمت بیت المقدس میرود به طرز مخفیانه ای به زیر مسجد رفته بعد از یک مدت میاید وقتی میاید بقیه نفرات که دیوانه شده بودند ولی خود او می گوید که بزرگترین قدرت در جهان زیر آنجاست و برای همین است که یهودیان قصد گرفتن آنجارا دارند و تاکنون آن را گرفته اند.یهودیان از 200 سال قبل از پیامبر به آن منطقه آمدند زیرا میدانستند که آخرین پیامبر از آنجا خواهد آمد میخواستند که یهودی زاده باشد پس زنی پول دار به نام امّه قتال که یهودی بود پیش عبدالله پدر پیامبر رفت و به او گفت که مال وثروتم مال تو برو و تجارت کن عبدالله رفت و به پدر و مادرش گفت ولی آن ها گفتند که امّه قتال سابقه خوبی در قریش ندارد پس عبدالله رفت و با آمنه ازدواج کرد و شب بعد از عروسی عبدالله به سفر کاری میرود در راه برگشت به خانه در یصرب مسموم میشود ولی دیگر دیر بوده چون نطفه رسول الله بسته شده بوده و آمنه باردار بوده است.خدایان مصر و جریان آبلیسک و مادر بیوه تمام یهودیانمصر دارای 4 خدا بود،ایسیس،اُسیریس،نفتیس و ست و همه ی این چهار خدا خواهر و برادر بودند.ایسیس با اسیریس ازدواج میکند یعنی ازدواج خواهر و برادری میکند و از طرفی نفتیس حسودیش میشود که چرا اسیریس شاه شده بود برای همین اسیریس را به 14 تکه تقسیم میکند و در اقسام دنیا پخش میکند و ایسیس با کمک خواهرش تمام تکه هارا پیدا میکند به جز قسمت چهاردهم که اندام تناسلی اسیریس بوده و جالب اینکه ایسیس از اسیریس بچه دار میشود.از آن پس اندام تناسلی اسیریس را آبلیسک گویند و مادر بیوه تمام یهودیان ایسیس است.مجسمه آزادی یا تندیس آزادی (Statute Of Liberty) که نام رسمی آن Liberty  Enlightening The World (آزادی روشنگر جهان) است در سال 1886 میلادی توسط فرانسه به ایالات متحده آمریکا هدیه داده شد .در 28 اکتبر آن سال " استیفن گراور کلیولند " ریاست جمهوری وقت آمریکا ،مجسمه آزادی را در محل فعلی آن، دهانه رود هودسن (Hudson) درجزیره آزادی که تا محله منهتن شهر نیو یورک دو هزارو ششصد متر و تا شهر جرسی سیتی ایالت نیو جرسی 600 متر فاصله دارد قرار داد. این مجسمه بنا بود در سال 1876 به مناسبت یکصدمین سالگرد استقلال آمریکا به اتمام برسد ولی به علت پاره ای از مشکلات مانند حمل آن به آمریکا ، طولانی شدن جریان ساخت و... با ده سال تاخیر بر فراز آبهای آتلانتیس ایستاد این مجسمه با دست راست خود مشعلی فروزان را بالای سر خود نگه داشته و در دست چپ یک لوح سنگی را که بر روی آن با شماره های رومی نوشته شده  JULY IV MDCCLXXVI که نشانگر 4 ژوئیه1776  میلادی تاریخ استقلال آمریکا است.مجسمه آزادی فقط یک تندیس ساده نبود  بلکه نماد اسرار آمیزی از یک جریان مخفی و مخوف بود که سالها بعد نبض حیات سیاسی ، اقتصادی ، فرهنگی و نظامی جهان را به دست گرفت لذا آنچه قرار است در این جستار به آن پرداخته شود ، نگاهی جدید و از زاویه ای دیگر به اسرار پشت پرده  مجسمه ای است که آنرا  به اصطلاح تندیس آزادی  می خوانند.سالها قبل تر از آن یک یهودی در یا نورد به نام کریستوفر کلمپ با مشورت با محافل یهودی اسپانیا و با توجه به اطلاعات و شواهدی که از وجود سرزمینی در آنسوی اقیانوس اطلس داشت ،  با نیت پیدا کردن ارض موعود عهد عتیق ، سرزمین خالی از سکنه ای !!! را می یابد.اندکی بعد این سرزمین مورد توجه پیوریتن های انگلیسی قرار می گیرد. این مسیحیان یهودی به محض ورود به امریکا آنرا ارض موعود نامیده  وبومیان آن سرزمین را کنعانیان پنداشته و تاجایی که می توانند آن هارا قتل عام می کنند .اولین کتابی که در امریکا به چاپ می رسد "مزامیر داوود" است ، پیوریتنها نام های عبری بر فرزندان ، خیابانها و شهر های خود می گذارند تاجایی که باید  پسوند DC" " در نام شهر " Washington DC " را David Capital یعنی (پایتخت داوود) دانست.نهایتا  پس از مدتها جنگهای داخلی سرانجام  در  چهارم  ژوئیه  1776  اولین کشور تمام فراماسونری جهان یعنی امریکا استقلال خود را اعلام می نماید.بیش از یک قرن پس از آن یعنی درسال 1886 میلادی  فرانسه به مناسبت یکصدمین سالگرد استقلال امریکا مجسمه آزادی را در چند تکه مجزا توسط کشتی به امریکا هدیه می کند.طراح اصلی این  مجسمه "فردریک آگوسته بارتلدی" مجسمه ‌ساز ماسون فرانسوی بود البته سازه درونی آن را " الکساندر ایفل" مهندس فرانسوی برج ایفل ،طراحی نمود مهندسان و طراحان دیگری نظیر " ژوزف پولیتزر" و"اوژنویوله لودوک" نیز در جریان ساخت آن نقش داشتند. ویژگی مشترک تمامی این مهندسان و طراحان عضویت در لژهای فراماسونری  فرانسه بود. تا جایی که به عنوان مثال بسیاری از نماد شناسان برج ایفل را یک "ابلیسک" فانتزی می دانند.در ابتدا سازندگان  فرانسوی آن اعلام نمودند که این مجسمه نماد  "تا ئیس" معشوقه اسکندر است . اما نکته ظریفی که در این میان نادیده ماند چیز دیگری بود که بعد ها نشریه ماسون ترک آنرا فاش ساخت . و آن شباهت بسیار زیاد چهره ی این مجسمه با "ایسیس" اسطوره ی مصر باستان و الهه مورد تقدیس ماسونها بود.بعد ها فردریک بارتلدی در پاسخ به انتقاد افرادی که بیان می داشتند این مجسمه از نظر فرم صورت به "تائیس" هیچ    شبا هتی ندارد ، گفت : من در طراحی این مجسمه از چهره مادر بیوه خودم الهام گرفته ام. آری بارتلدی راست  می گفت ولی منظورش از مادر بیوه ، "ایسیس" بود که در واقع مادر بیوه معنوی تمامی ماسونها منجمله خود او بود.پس از انتقال این مجسمه به نیویورک امریکاییها با هزینه ای نزدیک به  200 هزار دلار پایه ای 46 متری از جنس گرانیت برای آن ساختند تا مجسمه را بر روی آن قرار دهند.حال که فراماسونهای فرانسوی برای امریکا سنگ تمام گذاشته بودند نا پسند می نمود اگر طراحان امریکایی دست روی دست می گذاشتند ،  و البته در عمل نیز چنین نشد و در نهایت  پایه گرانیتی آنها یک کپی محض از معبد کذایی سلیمان از آب در آمد ، معبدی که ماسونها برای رسیدن به نظم نوین جهانی و تشکیل حکومت ماسونی – یهودی خویش  بالاخره باید آنرا بر بقایای مسجد الاقصی بنا کنند.  با این تفاسیر جای تعجب هم نخواهد داشت اگر ارتفاع این ساختمان 46 متر یعنی مجموع 33+ 13 (دوعدد مورد علاقه فراماسونها) باشد و خود تندیس نیز دارای 168 پله  به علاوه 1 نیم پله (مجموعاً169) باشد که بازدیدکنندگان را تا بالای برج راهنمایی کند.( 169=13 13 X)بارتلدی بر روی تاج این مجسمه هفت شعاع نور قرار داد تا بیش از پیش نماد های ماسونی این تندیس ننگ و نیرنگ را آشکار سازد.عدد هفت در کنار سمبل های گونا گون  نور از دیر باز ستوده مصریان باستان و یهودیان  و کابالیست های مصر زده  بود . همانگونه که آن را در شمعدان هفت شاخه یهود "MENORAH " ،خورشید هفت شاخه مصریان و یا هفت ستاره منقوش در آسمان معبد سلیمان دیده اید.اما  نکته ای که در این میان بنا بر اعتراف فرانسویان هرگز نباید  فراموش نمود الگو برداری ساخت مجسمه از "تائیس " معشوقه اسکندر است. حتی اگر شباهتهای چهره ی این مجسمه با ایسیس را کنار بگذاریم چه دلیلی دارد فرانسوی ها نمادی از تائیس بسازند و آن را به امریکا هدیه دهند.مگر غربیان در تاریخ هزار خدایی یونان و رم با کمبود الهه مواجه شده بودند  که از یک شخصیت نچندان موجه به نام" تاییس "  مجسمه بسازند و انرا تندیس و نماد آزادی قرار دهند.آری حقیقت چیز دیگری است که لاجرم مجبوریم برای روشن شدن این گوشه از تاریخ  و آشنایی با شخصیت این زن به باز خوانی گذرای حمله اسکندر به ایران زمین بپردازیم.با آنکه اسکندر یا همان الکساندر در میان غربیان قهرمانی بزرگ شناخته می شود ولیکن در میان ایرانیان به عنوان  شخصیتی بدنام و ویرانگر نمود یافته است، در متون زرتشتی، از وی همواره به عنوان "گجسته"(ملعون و شوم) یاد شده و همراه ضحاک و افراسیاب از کارگزاران اهریمن به شمار آمده است.در این اثنا عده ای نیز  نظر در انکار وجود شخصیت تاریخی به نام اسکندر مقدونی دارند، ولی این به معنای نادیده انگاشتن انبوهی از آثار و اسناد تاریخی و باستان شناسی و حذف تاریخ اسکندر و سلوکیان و خلا  زمانی به مدت بیش از صد سال از تاریخ ایران است.اسکندر متولد مقدونیه و فرزند  فیلیپ پادشاه مقدونیه بود.در آن زمان  مقدونیه قسمتی از حکومت یونان بود که البته  مقدونی ها در میان  مردم  یونان معروف به وحشی  گری  بودند لذا فیلیپ پدر اسکندر، برای فرزند خود معلمانی یونانی استخدام کرد تا با فرهنگ یونانیان بزرگ شود. اسکندر پس از مرگ پدر، پادشاه مقدونیه شد و پس از کشمکش ها و فراز و نشیبهایی که بیان آن در این مجال نمی گنجد برای ماجراجویی و تصاحب سرزمینهای دیگر، راه جهان گشایی و حمله به دیگر کشورها را پیش گرفت. اگر چه  یونانیها او را وحشی و بربر می دانستند، ولی هنگامی که باتصاحب سرزمینهای دیگر توسط او ثروت زیادی به آتن سرازیر شد، با وی همراه شدند .بزرگ ترین و مهمترین جنگ اسکندر، نبرد با امپراتوری وسیع ، قدرتمند و متمدن هخامنشیان بود. نبرد اسکندر و پادشاه ایران، چند بار به عقب نشینی وی انجامید، اما سرانجام با تضعیف روحیه سپاهیان ایران، ورق به نفع یونانیان برگشت و اسکندر، داریوش را در منطقه "گیل گمش" شکست داد.در شب پیروزی، اسکندر و افسرانش در تخت جمشید (پرس پولیس) قصر باشکوه ایرانیان، جشن بزرگی برپا کردند. اسکندر همواره در سفرهای خود یک گروه از زنان فاحشه و رقاص و شراب ریز همراه خود می آورد تا بساط عیش و نوش و شهوت رانی خود و فرماندهان سپاهش گسترده باشد. یکی از این زنان، تائیس کنیزی اورشلیمی بود که به خاطر زیبایی به دربار اسکندر راه یافته بود. پس از آنکه اسکندر قصد ازدواج با شاهزاده اسیر ایرانی و دختر داریوش سوم"استاتیرا" را نمود، حسادت تائیس او را به طرح  نقشه ای اهریمنی کشاند که نهایتا صد ها سال تمدن ، فرهنگ و افتخار جهانی را به خاکستر نشاند.در آن جشن، تائیسآن قدر به اسکندر شراب خوراند که عقل او را کاملاً زایل کرده و سپس از او خواست به انتقام معبدی که در آتن توسط خشایارشاه به آتش کشیده شد، پرس پولیس (تخت جمشید) را آتش بزند. اسکندر مشعلی را به تائیس داد و او هم پرده های حریر و جواهرنشان قصر را به آتش کشید. و پس از مدتی کوتاه، قصر یکپارچه در آتش کین و حقارت شخصیت تاییس سوخت.و اینگونه شد که امروز در دست مجسمه به ظاهر آزادی آمریکا"تائیس" همان مشعل هنوز به امید به آتش کشیدن دوباره تمدن شرق افروخته است.و اینگونه شد که یک فاحشه که گوشه ای نا چیز از تاریخ تاریک و ددمنشانه غرب را اشغال کرده نماد آزادی می شود!به راستی،چرا سازندگان فراماسونری مجسمه آزادی چنین شخصیتی را به عنوان نماد آزادی در نظر گرفتند؟بی شک یکی از اصلی ترین دلایل آن یادآوری حمله اسکندر به شرق و استحاله فرهنگی آن است چراکهتاریخ شناسان یکی از مهمترین اقدامات اسکندر را هلنیزه کردن سرزمین های تحت تصرفش می دانند. هلنیسم در لغت به معنی تقلید از یونان و به معنی مجموعه تمدن و فرهنگ یونان و به عبارتی ساده تر یونانی مأ بی است. در این راستا اسکندر اقدام به تأسیس شهرهای جدید در راه های مهم و استراتژیک و کوچ دادن مردم از آسیا به اروپا و از اروپا به آسیا نمود. وی با این کار قصد در استحاله فرهنگی متصرفاتش داشت.نمود بارز و آشکار این مسأله را می توان در هلنیزه شدن سلسله ایرانی اشکانیان پس از براندازی سلوکیان (بازماندگان سلوکوس جانشین اسکندر )دید، اشکانیان همواره سعی در یونانی مأبی داشتند تا جایی که حتی بر سکه هایشان عنوان (یونان دوست) همراه با اسم پادشاه زمان می آمد. (14)به عبارتی دیگر مجسمه آزادی به نوعی نماد رشد غرب گرایی نیز هست. تائیس یا همان مجسمه آزادی، می تواند یادآور تمام این گذشته باشد. اکنون نیز ملل شرقی به تقلید از اروپاییان و در مقابل  غربی ها نیز  به این سلطه می نازند و این میراث شوم اسکندر و تائیس است.اما نکته بسیار بسیار مهمی که هرگز نباید از نظر دور گردد این است که تمدن غرب هرگاه افول نمود نتوانست دوباره در همان مکان ابتدایی ، خود را باز سازی کند  و در جایی دیگر ادامه حیات داد لذا می بینیم  پس از افول یونان ، رم  برمی خیزد و بعد  از آن غرب از اروپای میانی ، انگلستان و نهایتا امریکا سر بر می آورد ، یعنی غرب هیچگاه نتوانست در همان حوزه مکانی اولیه دوباره رشد نماید این تمدن آنقدر نقصان داشت که قدرت هضم تجاوزات و حتی تبادلات فرهنگی سالم را نیز نداشت.اما در مقابل ، تمدن کهن و با فرهنگ ایران هرگاه دچار نزول شد دوباره در همان مکان جوانه زد ، هرگز نباید فراموش کرد که نهایتا اسکندر با لباس ایرانی از این مرز پر گهر رفت ، وحشیان و متجاوزان مغول مسلمان شدند و رصد خانه و مسجد و کتابخانه ساختند و از میان سه نفر زبانشناس که قواعد  زبان عربی را برای خود عرب زبانان نگاشتند دو تن  از آنها ایرانی بودند واکنون نیز پس از چند هزار سال باز هم ایران است که در مقابل زیاده خواهی های وحشی گرانه غرب ایستاده است.آری  تکرار این تجربه تاریخی و از سویی دیگر پیشگویی های غرب نیز همین را میگوید که منشا آن اتفاق بزرگ آخر الزمانی نیز  ایران است و موعود ادیان به یاری ایرانیان است که بساط بیداد آنها را بر خواهد چید گویا غرب ناگزیر از شنیدن نام ایران در کنار ناکامی های خود است ،  لذا اینگونه است که تائییس دوباره مشعل به دست رو به سوی شرق بر فراز آتلانتیس ایستاده است.اگر بخواهیم اندکی تاریخی تر به مسئله نگاه کنیم باید در نظر داشته باشیم  زمانی که امپراتوری ایرانیان 127 ایالت را تحت سلطه خود ساماندهی کرده بود اوج تمدن غربیان یعنی یونان هنوز از سیستم ابتدایی  دولت شهرها (نه یک امپراتوری واحد) استفاده میکرد، لذا غرب ناگریز است تا  با ساختن یک اتوپیای (آرمان شهر) خیالی یعنی یونان باستان  تمامی مدنیت را به خود ارجاع دهد . زمانی که سخن از منطق باشد ارسطو الگو می شود اگر از ریاضیات سخن رانده شود ارشمیدوس را نشان می دهند ، پدر علم پزشکی باید بقراط باشد و غیره و غیره تا من ایرانی هیچگاه به این فکر نکنم که چرا غرب هنوز  با این همه ادعا نتوانسته حقوق بشری را که کوروش  2500 سال پیش به بهترین نحو اجرا می کرد را حتی شبیه سازی کند. اگر لازم باشد برای من و توی ایرانی فیلم 300 می سازند تا مارا از تمامی گذشته پر افتخارمان بیزار کنند تا مبادا شکوه و تمدن نیاکانیمان ما را دوباره به فکر فرهنگ سازی در جهان بی اندازد.آری این کینه ای دیرینه است از تمدن شرق و سترگ ایران زمین که در هیبت شعله های آتش در مشعل عفریته جنگ این الهه شوم  پیوندی!!! (تائیس + ایسیس)  خود را نشان داده است.مطالب نوشته شده در تلمود یهود در مورد خشایار شاه در آن زمان خشایارشاه یک مشاور داشت به نام موردخای که یهودی مارانو بود مارانو یعنی مخفی و یک زن داشت به نام وشتی.یک بار خشایارشاه تصمیم به فتح روم میگیرد ولی وشتی مخالفت میکند موردخای به خشایارشاه میگوید که وشتی میخواهد مانع پیشرفت تو شود پس از خشایارشاه که وقتی مست بوده حکم کشتن وشتی را میگیرد و وشتی را میکشند بعد از آن در تمام ایران به دنبال زن های خوشگل برای پادشاه میروند موردخای در این میان دختر برادرش را که اسمش هادوسا بوده که اسم یهودی بوده اسمش را به استر تغیر میدهد و در میان آن زنان قرار میدهد وقتی خشایارشاه میخواست زنی را از میان آن زنان انتخاب کند همان استر را انتخاب میکند برای اینکه شبهای قبل از آن استر میرفت پشت پرده ای و برای خشایار شاه قصه های عاشقانه میگفت برای همین خشایارشاه به اصطلاح شرتی شد.پس از آن استر و موردخای شروع به آوردن آدمهای یهودی برای گرفتن مقام ها کرد و از فامیلهایش آدم هایی آورد و همیشه استر شبها موردخای میرفت تا دستوراتی بگیرد یک شب که استر میخواست به اتاق موردخای برود وزیر جنگ خشایارشاه که هامان بود میفهمد و بعد از آن همچنین میفهمد که موردخای یهودی است پس به پیش خشایارشاه میرود در آن موقع میبیند که استر هم هست ولی جلوی استر همه چیز را میگوید پس استر و موردخای تصمیم به 33000 ایرانی و هامان میکنند و در شب 13 فروردین حکم کشتن آنها را میگیرند و در روز 13 فروردین آنها را می کشند.برای همین است که شماها روز 13 فروردین به بیرون میروید تا شما کشته نشوید روز 13 فروردین روز کشته شدن اجداد شما توسط یهودیان است.برای همین است که برای ما ایرانیان 13 فروردین شوم است.نشانه های فرا ماسونری1.صلیب برعکس هر دینی که است ما برعکس آنیم.2.آذرخش3.خرگوش میخواهد بگوید که ما همیشه بیداریم.4.جغد میگویند که ما به همه مسلطیم یا تسلط داریم چون جغد گردنش 360 درجه میچرخد.5.سوسک ساسکوب6.بز بوفومت با نماد G7.سیب اگر افقی قاچ کنید ستاره پنج پر دیده میشود.8.مار اُمُ در زمان آدم و حوا شیطان به شکل مار درآمد.9.ستاره پنج پر یا پنتاگرام10.ستاره شش پر یا هگزاگرام که most power full sine یا قدرتمند ترین نشانه است.11.شمعدان هفت شاخه12. 666 نماد شیطانی که برعکس شده 999 است.13.صفحه شطرنج که کف معبد سلیمان هم شطرنجی بود چون جنیان مقابل صفحه شطرنج ظاهر میشوند.کوروشکوروش وقتی یهودیان را نجات داد گفت شما خدا را میپرستید ما هم خدا را میپرستیم اجازه دارید هر دینی را داشته باشید نعبد سلیمان را برایشان ساخت  بعضی از آنان برگشتند و بعضی از آنان ماندن و گفتند ما آمدیم در مملکت مدرن چرا برویم پس بعضی از آنان ماندند.کوروش وقتی میخواست مصر را بگیرد فهمید که آنان گربه میپرستند پس روی سپر هایشان عکس گربه کشیدند وقتی یک مصری می خواست حمله کند سپر را مقابلش میگرفتند و دیگر او نمیزد و شمشیرش را می انداخت و به همین دلیل کل مصر را گرفتند و در جریان عمر و عاص هم از اینجا تجربه داشت و قرآن را سر نیزه گذاشت.نوشته هایی در کتاب تورات و تلمود یهود که خود یهودیان آن را تغییر داده اند1.خداوند با حضرت یعقوب کشتی میگیرد نصف روز طول میکشد ودر آخر(بگو خدا بی مروت)نه یعقوب برنده میشود.2.دختران حضرت لوت تصمیم میگیرند که با پدرشان هم بستر شوند شبانه از پدرشان باردار میشوند چه خواب سنگینی داشته حضرت لوت.3.در مورد پادشاه ایرانیان خشایار شاهنوشته شده توسط : سمانه دهقانی
[ سه شنبه 1 آذر1390 ] [ 20:19 ] [ هدهد ]
.: Weblog Themes By mihanfa :.

درباره وبلاگ

دار الشیعه نماینگر مظلومیت اهل تشیع و برحق بودن این مذهب است .

اگه دوست داشتید با ما تو دار الشیعه فعالیت کنید حتما تو قسمت نظرات اعلام کنید.
احسان نادری

موضوعات وبسايت

باز کردن همه | بستن همه

تصویر ثابت