تبليغاتX
دارالشیعه
وبلاگicon

دارالشیعه
پيمبري كه عمري غم خوار امتش بود *** روي كبود زهرا (س) اجر نبوتش بود ؟!  
قالب وبلاگ
لينک دوستان



قالب وبلاگ

لوگوي دوستان



پایگاه مذهبی دارالشیعه

 شيعه اميرالمومنين عليه السلام

شکوفه ي بهشتي

داستان های عاشقانه

 حرفاي دل يه ني ني کچل
حميد رضا رحيمي
شيعه زيستن

وبلاگ یا اباصالح المهدی

سايت مهدوي ناصرالمهدي

هیئت سینه زنان شش ماهه کربلا

سربازان گمنام امام زمان{عج}

دوستداران حاج محمد امیدی

مجمع مکتب الرقیه(س) زنجان

خدادوست 

فقط خدا

امار باديد

 دیروز شیطان را دیدم.در حوالی میدان بساطش را پهن کرده بود،فریب می فروخت.مردم دورش جمع شده بودند،هیاهو می کردند و هول می زدند و بیشتر می خواستند.توی بساطش همه چیز بود:غرور،حرص،دروغ و خیانت،جاه طلبی،.......... .هرکس چیزی می خرید و در ازایش چیزی می داد.بعضی ها تکه ای از قلبشان را می دادند و بعضی ها پاره ای از روحشان را.بعضی ها ایمانشان را می دادند و بعضی ها آزادگی شان را.شیطان می خندید و دهانش بوی گند جهنم می داد.حالم را بهم می زد.دلم می خواست همه نفرتم را توی صورتش تف کنم.انگار ذهنم را خواند.موذیانه خندید و گفت:من کاری با کسی ندارم،فقط گوشه ای بساطم را پهن کرده ام و آرام نجوا می کنم.نه قیل و قال می کنم و نه کسی را مجبور می کنم چیزی از من بخرد.می بینی!آدم ها خودشان دور من جمع شده اند.جوابش را ندادم.آن وقت سرش را نزدیک تر آورد و گفت:البته تو با این ها فرق می کنی.تو زیرکی و مومن.زیرکی و ایمان،آدم را نجات می دهد.این ها ساده اند و گرسنه.به جای هر چیزی فریب می خورند.از شیطان بدم می آمد اما حرف هایش شیرین بود.گذاشتم که حرف بزندو او هی گفت و گفت و گفت...ساعت ها کنار بساطش نشستم تا این که چشمم به جعبه عبادت افتاد که لا به لای چیزهای دیگر بود.دور از چشم شیطان آن را برداشتم و توی جیبم گذاشتم.با خود گفتم:بگذار یک بار هم شده کسی چیزی ار شیطان بدزدد.بگذار یک بار هم او فریب بخورد.به خانه آمدم و در کوچک جعبه عبادت را باز کردم اما توی آن چیزی جز غرور نبود.جعبه عبادت از دستم افتاد و غرور توی اطاق ریخت.فریب خورده بود،فریب...
دستم را روی قلبم گذاشتم،نبود!فهمیدم که آن را کنار بساط شیطان جا گذاشته ام.تمام راه را دویدم.تمام راه لعنتش کردم.تمام راه خدا خدا کردم. می خواستم یقه نامردش را بگیرم.عبادت دروغی اش را توی سرش بکوبم و قلبم را پس بگیرم.به میدان رسیدم اما شیطان نبود.آن وقت نشستم و های های گریه کردم.اشک هایم که تمام شد بلند شدم.بلند شدم که بی دلی ام را با خود ببرم.


برچسب‌ها: شیطان, حیله ی شیطان, داستان شیطان, شیطان چگونه ما را فریب میدهد, غرور و تکبر
[ سه شنبه 29 آذر1390 ] [ 6:45 ] [ هدهد ]
با توجه به اینکه گرایش به  فرقه ی شیطان پرستی یا همان فراماسونی تو کشور ایران به خصوص تو استانهایی از قبیل تهران وگلستان و البرز و... افزایش یافته دارالشیعه تصمیم گرفته تا برخی از اطلاعات این فرقه ی غربی رو در اختیار شما قرار بده تا باهاش بیشتر اشنا شید.

توجه برای یک اشنایی ابتدایی , فعلا فقط درمورد نمادهای این فرقه توضیح میدم
 

این سمبل نیز همان پنتاگرام است ، با فرق اینکه انواع آن گاه پنج‌ضلعی وارونه (snvertedpentagram ) یا دیو (Buphomet ) و به شکل در میان نمادهای شیطان‌پرستان به چشم می‌خورد .

 

برای دیدن اطلاعات به ادامه ی مطلب بروید


ادامه مطلب
[ پنجشنبه 3 آذر1390 ] [ 19:24 ] [ هدهد ]

آیا در شیطان پرستی اعداد مقدس وجود دارد. آن اعداد کدامند؟
جواب:بله. در شیطان پرستی اعدادی مورد تقدیس قرار گرفته اند. و این اعداد عموماً برگرفته از فراماسونری می باشند. این اعداد شامل (3، 7، 9، 11، 13، 33، 69، 666، 2012 و...) است. 
به عنوان مثال در مورد عدد 7 باید گفت: این عدد نماد فراماسونری می باشد. که البته در شیطان پرستی بسیار نیز کاربرد دارد. و حرف G که هفتمین حرف از حروف الفبای انگلیسی است، عدد مقدس فراماسونری نیز می باشد.
عدد 666 نیز به همین صورت گاهی با سه F نمایش داده می شود. و حرف F ششمین حرف از حروف الفبای انگلیسی است. البته در مورد رموز مربوط به اعداد، مباحث مفصلی مطرح است که ما در این توضیح مختصر، فقط به سه مورد آخر که مخصوص شیطان پرستی است بسنده می کنیم. زیرا سایر اعداد کاربرد مشترک بین شیطان پرستی و فراماسونری دارند.
ابتدا در مورد عدد 69 باید گفت که این عدد یکی از نمادهای مبتذل در شیطان پرستی بوده و بیانگر نوعی عمل جنسی می باشد. نا گفته نماند که نماد یین یانگ که در چین باستان و برخی هنرهای رزمی نیز کاربرد دارد، به همین منظور و به عنوان تداعی کننده عدد 69 وارد شیطان پرستی شده است. 
عدد 666 نیز طبق اشاره کتاب انجیل باب مکاشفه یوحنا عدد رمز و حروف ابجد شیطان به زبان لاتین است. لذا احترام ویژه به این عدد در شیطان پرستی به نوعی ذاتی آن است. زیرا بیانگر و تداعی کننده خود شیطان می باشد. 
عدد 2012 نیز از اعداد مقدس شیطان پرستان به حساب می آید. چرا که طبق آموزه های شیطان پرستی سال 2012 سال آغاز حکومت شیطان بر روی زمین است. و آنها معتقد هستند، عیسی مسیح و خداوند در این سال کشته شده و شیطان اختیار عالم را در دست خواهد گرفت. نباید این اصل را نادیده گرفت که اعتقاد به اعداد، جدای از فلسفه ذاتی آن که نوعی خرافه گرایی می باشد، در شیطان پرستی یکی از اصول آن بوده و به آن توجه ویژه می گردد.



2-شیوع شیطان پرستی در کدام مناطق بیشتر است. و آیا در این مسئله فرقی بین مناطق مرفه نشین و مناطق محروم و دور از پایتخت وجود دارد؟
جواب: اصولاً شیطان پرستی در مناطق مرفه نشین بیشتر به چشم می خورد. اما در مناطق محروم و غیر مرفه، برخی نوجوانان و جوانان به خاطر مد گرایی و حداقل ظاهر سازی و یا به اصطلاح مرفه و موجه جلوه دادن خود، مبادرت به پوشش ظاهری شیطان پرستی کرده و به نوعی عقده گشایی می کنند. و البته این مسئله خود مشکل بزرگی است. زیرا همانطور که همه می دانیم در فرقه هایی نظیر شیطان پرستی ابتدا مد و پوشش ظاهری، سپس خود فرقه را وارد می کنند. لذا نباید خطر این فرقه را برای مناطق محروم دست کم گرفت. ارائه لباسها و زینت آلات ارزان قیمت با نمادهای شیطان پرستی و یا حتی توزیع رایگان آنها (آنچنانکه درباره نماد X به عنوان بوگیر اتومبیل شاهد آن هستیم) یکی از راههای ترویج این فرقه است. اما آنچه مسلم است، شیوع شیطان پرستی در مناطق مرفه نشین بیشتر است. چرا که آنان از روی آگاهی و تعمد به شیطان پرستی گرایش پیدا می کنند. ولی در مناطق محروم این گرایش از روی جهل و یا صرفاً مد گرایی می باشد. 



3-چگونه می توان با شیطان پرستان بحث کرده و آنان را متقاعد کرد؟
جواب: اصولاً شیطان پرستان تمایلی به بحث های عقلی خصوصاً درباره موضوعات و آداب فرقه خود ندارند. و بیشتر علاقه مندند که فقط عقاید خود را در یک برخورد یک سویه طرح و دیگران را به خود ترغیب نمایند. لذا اگر کسی بخواهد با آنان به بحث عقلی بنشیند، جلسه را ترک می کنند. و این دقیقاً همان دستوری است که آنتوان لاوی به پیروان خود داده است، «که عقاید خود را به کسی نگویید، مگر آنکه بخواهد بشنود». البته این بدان معنا نیست که هرگز نمی توان یک شیطان پرست را از راه غلط باز گرداند و نتوان او را هدایت کرد. بلکه از آنجایی که بسیاری از آنان فقط شیفته ظاهر متفاوت و مرام سطحی شیطان پرستی شده اند، در مقابل کلام منطقی خاضع بوده و به حقیقت می پیوندند. مسلماً بیان زیبایی های فطری اسلام و نا سازگاری شیطان پرستی با روح لطیف انسانی، بیان معضلات و مضرات فردی و اجتماعی این فرقه و... می تواند فطرت خفته بسیاری را بیدار نماید.



4- مگر انسان ذاتا خدا پرست نیست .پس چرا به پرستش شیطان رو می آورد؟
جواب: بله انسان ذاتا خدا پرست آفریده شده شده است. اما در طول زندگی خود دچار لغزشهایی می شود که او را از مسیر اصلی خارج می کند. و از انجایی که انسان لذت جو می باشد، همین لذت ها اگر از مسیر اصلی خارج شود ودر مسیر غیر صحیح وغیر اصل خود قرار بگیرد انسان را از خداوند دور کرده و به شیطان نزدیک تر می کند.
عده ای چنان با سرعت از خداوند دور می شوند که به پرستش شیطان روی می آورند. آن زمان است که دیگر حتی لذت ها نیز به درد تبدیل می شود. و شیطان در دل به جای خدا می نشیند.



5- اگر شیطان از عاقبت کارش آگاه است چرا توبه نمی کند؟ آیا رفتار شیطان می تواند از حکمت خدا باشد؟ 
جواب: مسلما شیطان از عاقبت کار خود آگاه است. اما توبه نکردن او به دلیل روحیه ای است که دارد. ضرب المثل غلطی در بین ما رواج دارد که می گوید: آب که از سر گذشت چه یک وجب چه صد وجب.
برخی افراد در ابتدا از روی تکبر و بعد از روی لجاجت با حق مخالفت می کنند ولی نهایتا از اعمال خود پشیمان می شوند. عده ای خود را در مسیر نا بودی می بینند و تصور می کنند دیگر راه باز گشتی ندارند. مانند کسی که خود از دره ای عمیق پرت کرده باشد، دیگر امید زنده بودن ندارد. شیطان نیز از این قاعده مستثنی نیست. و اگر اراده می کرد می توانست باز گردد. ولی از توبه سرباز زد.
نکته دیگر اینکه همین عمل شیطان می تواند یکی از مصادیق حکمت الهی باشد، که خداوند او را وسیله آزمایش بندگان خود در برابر وسوسه ها و گناهان قرار داده است. چنانکه در برخی روایات این مفهوم مشهود بوده وبه آن اذعان شده است. مانند روایت ملاقات پیامبر اسلام (ص) به همراه حضرت علی (ع) با شیطان که در آن ملاقات امام علی (ع) قصد کشتن شیطان را داشت و پیامبر (ص) ایشان را منع کردند. و فرمودند که او وسیله آزمایش الهی بند گان تا روز موعود است.


6- آیا نماد X از نمادهای شیطان پرستی است ؟ 
جواب: بله. نماد ایکس نماد مشترک فرقه کابالا، فراماسونی و شیطان پرستی است. که با توجه به ماهیت این فرقه ها و گروه ها ارتباط آنان در نماد مشترکشان کاملا مشهود است.



7- آیا فراماسونها در شیطان پرستی دخالت دارند؟
جواب: همانطور که بار ها گفته شد است، فرماسونها در تأسیس فرقه شیطان پرستی نقش مستقیم دارند. تفکرات، عملکردها، نمادها و سایر مسائلی که در فرقه های ماسونی و شیطان پرستی وجود دارد، عمدتا مشترک است و نباید فراموش کرد که مؤسس فرقه شیطان پرستی آنتوان اس زاندر لاوی یک یهودی ماسونی بود. و شکی وجود ندارد که عضو تأثیر گذار فراماسونها نیز بوده است. و مستندات آن که عکسها و فیلمهای موجود است، برخی از سران آمریکا و سناتور های آمریکایی را که با او عکسهای یادگاری گرفته اند را نشان می دهد. لاوی نفوذ زیادی در میان دولت مردان آمریکا داشت. و بر همگان واضح است که چنین نفوذی فقط در اختیار فراماسونها بوده و هست.
نا گفته نماند که در بحث فرقه سازی ها، فراماسونها از گروهای بسیار فعال می باشند. که در تأسیس اکثر فرقه های انحرافی در جوامع مختلف دخیل بوده اند. آنچنان که در باره فرقه های بهاییت، وهابیت و شیطان پرستی کاملا مشهود است.



8- علائم و نمادهای شیطان پرستی چه چیزهایی هستند؟
جواب: قبل از هر چیز باید گفت که شیطان پرستان نماد مستقلی ندارند و هر چه هست تقلید از ادیان یا فرقه های دیگر است. با این تفاوت که آنها را وارونه می کنند. آنچنانکه مؤسس این فرقه آنتوان لاوی گفته است شیطان پرستان همه چیز را وارونه می بینند.
نمادهای شیطان پرستی عبارتند از: صلیب وارونه، ستاره پنج پر وارونه(پنتاگرام)، کردنادو(دست شیطان)، آنخ(نماد گروههای فمینیستی)، علامت گرز و جمجمه، عدد 666 یا FFF، علامت X (برگرفته از فراماسونری و کابالا)، تبر وارونه(نماد وایکینگ ها) و...


9- آيا در ايران كليساي شيطان وجود دارد؟
جواب: كليساي شيطان ارگان رسمي شيطان‌پرستي مي‌باشد كه تقريباً در تمام كشورهاي جهان تأسيس شده است. حال در برخي كشورها به صورت رسمي و كاملاً شناخته شده (كه اكثراً اين گونه است) و در برخي كشورها از جمله ايران به صورت مخفي. و اين كليساها،‌عمدتاً خانگي هستند. يعني شيطان‌-پرستان خانه‌هاي خود را به كليساي شيطان‌ تبديل كرده‌اند. 
و با توجه به اينكه اين كليسا‌ها در ايران مخفي هستند لذا برآوردي از آن در اختيار نيست. 



10- مگر شيطان فرشته نبوده است؟ مي‌گويند فرشتگان قدرت تصميم‌گيري ندارند، پس چرا شيطان از اطاعت خدا سرپيچي كرد؟ 

جواب: بله فرشتگان تك‌‌بعدي هستند و اراده و قدرت تصميم‌گيري ندارند. اما بايد دانست كه شيطان اصلاً فرشته نبوده كه اين قانون در مورد او صدق كند. آنچنانچه كه قرآن كريم درباره شيطان مي‌فرمايد: كان من الجن (سوره يونس آيه)



11- مسابقه شيطان‌پرستي به چه تاريخي برمي‌گردد؟
جواب: شيطان‌پرستي سابقه ديرينه‌اي در فرهنگ بشري دارد. از آنجايي كه بشر همواره از نديده‌ها و موجودات اسرارآلود هراس داشته، درصدد برآمده است، تا به گونه‌اي خود را از آن موجود يا مسئله رها سازد و يكي از راههاي بشر براي اين منظور پناه بردن به خود موجود هراسناك و مرموز بوده است. لذا از ديرباز انسان‌ها براي اينكه از قهر شياطين در امان بمانند براي آنها مراسمات و آداب گوناگون در نظر گرفته و انجام مي‌دادند. كه از جمله آنها مي‌توان به رقص‌هاي گوناگون و قرباني كردن انسان و يا حيوانات مختلف اشاره كرد. بنابراين سابقه شيطان‌پرستي در نزد بشر به بيش از ده هزار سال مي‌رسد، كه در اكثر مناطق جهان باستان مرسوم و معمول بوده است. (به عنوان مثال اوروبوس و .... از كتاب آورده شود.) 



12- آيا يزيديان كه در غرب ايران و برخي كشورهاي غربي ايران زندگي مي‌كنند شيطان‌پرست هستند؟
جواب: يزيديان از شيطان‌پرستان امروزي كه با عنوان سيطينيسم شناخته مي‌شوند تفاوتهاي اساسي دارند. هرچند كه ماهيت هر دوي آنها يكي است. يزيديان قائل به تقديس ملك طاووس مي‌باشند. و اعتقاد دارند او همان شيطان (ابليس) است كه از درگاه خداوند رانده شده و از اين جهت كه اولين كسي بود كه بناي مخالفت با خداوند را گذاشت و از او باج خواهي كرد قابل تحسين و تقديس است.
يزيديان آداب خاص خود را دارند كه هرچند تا حدودي با آداب اسلامي شباهتهايي دارد ولي ماهيت آن آداب با ماهيت آداب و اعتقادات شيطان‌پرستي آنتوان لاوي بسيار نزديك است. 
پيروان اين فرقه عموماً از كردها هستند كه در كشورهاي ايران، عراق و تركيه سكونت دارند. 



13- آيا شيطان‌پرستها با آنارشيستها‌ ارتباط دارند؟
جواب: آنارشيسم به معناي هرج و مرج طلبي است. و از آنجايي كه شيطان‌پرستي هم قانوني را برنمي‌تابد و بي‌قانوني محض و گريز از قانون را ترويج مي‌كند، خود بخود در بين گروه‌هاي آنارشيستي دسته‌بندي مي‌شود. از سوي ديگر يكي از نهادهاي شيطان‌پرستي ؟؟؟ وارونه است كه نماد آنارشيسم مي‌باشد. بنابراين شيطان‌پرستي ارتباط نزديكي با آنارشيسم دارد. 



14- آيا فرقه‌‌هاي انحرافي وهابيت يا بهائيت با شيطان‌پرستي ارتباط دارند؟
جواب: ماهيت ظاهري وهابيت و بهائيت با شيطان‌پرستي متفاوت است. زيرا اين دو فرقه ماهيت ديني و مذهبي دارند. ولي شيطان‌پرستي ماهيت ضدديني.
البته همانطور كه گفته شد، فقط ماهيت ظاهري آنها با هم فرق دارد، اما در باطن يكي هستند. چرا كه همگي محصول كارخانه فراماسونري مي‌باشند. و يك هدف را دنبال مي‌‌كنند و آن تخريب اعتقادات ديني و ضديت با اصول و قوانين انساني است. با نگاهي به محتواي اين فرقه‌ها مي‌توان به اين مسئله اذعان پيدا كرد. 
مطالعه تاريخچه تشكيل اين فرقه‌ها خود بيانگر واقعيت آنهاست. شيطان‌پرستي كه توسط يك نفر يهودي ساخته مي‌شود، بهائيت كه در دل رژيم صهيونيستي پرورانده شده و آن را تأييد مي‌كند، و وهابيت كه صهيونيسم را در اقداماتشان ياري مي‌كنند، كه نمونه بارز آن را در جنگ 22 روزه غزّه مي‌توان ديد. 



15- آنتي كرايست كيست؟
جواب: آنتي كرايست به معناي ضدمسيح است. اين لقب به افرادي اطلاق مي‌شود كه در ضد آشكار با حضرت مسيح (ع) باشند. 
عده‌اي به اشتباه اين لقب را با ضد مسيحيت اشتباه مي‌گيرند، و مي‌گويند: ما كه مسيحيان را كافر مي‌دانيم پس ضد مسيح هستيم. 
اين اشتباه از ترجمه غلط كلمه Christ برداشت شده است. در حالي كه Christ به معناي مسيح است، نه مسيحيت.
به هر حال شيطان‌پرستان خود را ضدمسيح مي‌دانند. كه در رأس همه آنان خواننده معروف راك‌مرلين منسون است كه خود را رسماً آنتي‌كرايست خواند و كنسرت‌هايي را در اين زمينه اجرا كرد. و هم‌اكنون عبارت آنتي‌كرايست بيشتر به مرلين‌منسون به خاطر شهرتش اطلاق مي‌‌گردد.



16- مؤسس كليساي شيطان كيست؟ و آيا شعبه هاي ديگري هم دارد؟ 
جواب: مؤسس كليساي شيطان آنتوان اس زاندرلاوي است، كه مؤسس فرقه شيطان‌پرستي نيز مي‌باشد. بعد از مدتي مايكل آكينو به خاطر اختلافاتي كه با لاوي پيدا كرد، از او جدا شده و معبد سِت را تأسيس كرد. البته خود كليساي شيطان كه با عنوان (church of satan) شناخته مي‌شود شاخه‌‌ي متعددي دارد كه بنا به نوع نگرش گروه‌هاي شيطان‌پرستي آداب خاص هر گروه در آن اجرا مي‌‌گردد.
بنابراين فرقه‌هاي اصلي شيطان‌پرستي باتوجه به معابد آنان 2 فرقه است: 1ـ فرقه كليساي شيطان 2ـ فرقه معبد ست. 



17- آيا شيطان پرستهاي غرب ايران پيروان آنتوان لاوي هستند؟ يا اينكه قديمي‌تر مي‌باشند؟
جواب: شيطان‌پرستي در غرب ايران ارتباطي با شيطان‌پرستي آنتوان لاوي حداقل در نوع فرقه‌گرايي ندارد. چرا كه يزيديان كه شيطان‌پرستان غرب ايران هستند، بسيار قديمي‌تر از شيطان‌پرستي آنتوان لاوي هستند. چرا كه قدمت آن به قرن پنجم هجري برمي‌گردد. و بزرگ‌ اين فرقه فردي به نام عدي‌بن مسافر مي‌باشد. البته ناگفته نماند كه برخي از اعتقادات فرقه يزيديه ريشه در انحرافات برخي عرفان اسلامي دارد، كه باعث برداشت غلط از دين شده سبب تأسيس فرقه انحرافي يزيديه گرديده است. 



18- اينكه برخي مي‌گويند، شيطان‌پرستي ريشه در ازدواج بين جن و انسان دارد صحيح است؟
جواب: خير، صحيح نيست. اين اعتقاد به برخي متون تورات برمي‌گردد، كه عنوان شده است كه حاصل ازدواج پسران خدا (جنيان) با دختران انسانها ديوان و شياطين هستند و اتفاقاً علت بروز طوفان نوح را نيز خشم خدا از اين ازدواج مي‌داند. 
اين اعتقاد از نظر اسلامي كاملاً غلط است و هم از نظر علمي و عقلي، چرا كه اساساً ازدواجي بين انسان و جن صورت نمي‌گيرد. و اگر هم با فرض موجود ازدواجي رخ دهد يقيناً منجر به توليد مثل نمي‌گردد. و اين از نظر علمي محال است. و عقل نيز آن را ردّ مي‌كند. چرا كه در امر ازدواج بايد نوع دو موجود مزدوج يكسان باشد و حداقل حيوانيت موجود باشد. حال چگونه انسان با موجودي كه اساساً جنبه‌هاي جسمانيت انساني را ندارد مي‌تواند ازدواج كند و صاحب فرزند نيز بشود؟!



19- چه دولتهایی از شیطان پرستی حمایت می کنند؟
جواب: از آنجایی که شیطان پرستی یک فرقه انحرافی وابسته به محافل فراماسونری و صهیونیسم می باشد، مورد حمایت کشورهای حامی صهیونیسم نیز می باشد. دولتهایی مانند ایالات متحده آمریکا، اسرائیل، انگلیس، فرانسه و سایر دولتهای وابسته به این جریان از حمایت کنندگان آشکار و پنهان این فرقه می باشند.



20- آیا با ظهور امام زمان(عج) شیطان پرستان با ایشان می جنگند؟
جواب: در زمان ظهور امام زمان(عج) گروههای بسیاری از کافران و مشرکان با ایشان می جنگند. در این میان شیطان پرستان هم به عنوان مشرکان امروزی از این قاعده مستثنی نیستند. همانطور که حضرت علی(ع) در نهج البلاغه خطبه ... در وصف سپاه صفین بیان فرمودند: ان الشیطان قد استجلب خیله و رجله – همانا شیطان سپاه سوار و پیاده خود را فراخوانده و ...
این بیان امام علی(ع) نشان می دهد که شیطان پرستان به عنوان سپاه شیطان در جنگ با معصوم حضور فعال داشته و از تمام امکانات خود در این مسیر بهره گرفته و از هیچ تلاشی برای مخالفت و دشمنی فروگذار می کنند.
و آنچه مسلم است، شکست شیطان و شیطان پرستان است. آنجا که قرآن می فرماید: انک من المنظرین الی یوم وقت معلوم. که امام صادق می فرماید: در هنگامی که حضرت مهدی(عج) به مسجد کوفه وارد می شود، شیطان را نزد او می آورند در حالی که دستانش بسته است و می گوید: عجب روز سختی است و در این هنگام حضرت سر از بدن او جدا می نماید. و این پایان کار شیطان و شیطان پرستان است.



21- علل جذابیت فرقه هایی مثل شیطان پرستی چیست؟ 
جواب: انسانها خصوصاً جوانها لذت جو هستند و عموماً خود را بر اساس لذت پیش می برند. از خوردن و آشامیدن گرفته تا رفتارهای فردی و اجتماعی و حتی رفتار عبادی. شیطان پرستان نیز با توجه به این خصلت انسانها تمام دستورالعمل های فرقه های خود را بر اساس لذتهای فردی گذاشته و آزادی بی قید و اباحی گری را ترویج می کنند.
مسلماً کسانی که برای دین و اعتقاد خود دلیلی ندارند جز محیط پیرامون خود یا تقلید بر اساس لذت و میل نفسانی، به این فرقه گرایش پیدا می کنند. چرا که همانطور که بیان شد، اساس فرقه شیطان پرستی لذت طلبی می باشد. آنها حتی وارد مقولات جدیدتر هم شده و چهره دیگری از لذت را معرفی کرده اند و آن درد لذت بخش است و بسیاری نیز برای تجربه هم شده به این فرقه گرایش پیدا می کنند.
جذابیت فرقه هایی همانند شیطان پرستی بیشتر به خاطر تنوع لذتهایی است که در آن وجود دارد و اینکه در این فرقه هیچ چیز حرام و ممنوعی که با اصل لذت طلبی در تعارض باشد وجود ندارد. ناگفته نماند که عدم اطلاع از زیبایی های اسلام و مذهب تشیع خود مزید بر علت است.



22- شیطان پرستی یک دین است یا فرقه؟ آیا با این الفاظ به آن هویت نمی دهیم؟
جواب: شیطان پرستی یک فرقه انحرافی است که منشاء ضد دینی دارد، لذا هرگز دین به حساب نمی آید و اینکه از آن به عنوان شیطان پرستی با قید "پرستی" یاد می شود بخاطر این نیست که دین است بلکه به این منظور است که یک مکتب اعتقادی بوده و مستقیماً اعتقادات افراد را هدف قرار داده است و اصولاً شیطان پرستان، شیطان را به عنوان خدا و خالق نمی پرستند. بلکه او را تقدیس کرده یا به عنوان سمبل و نماد مخالفت با دین و خدا معرفی می کنند. پس پرستشی در کار نیست. و آداب و رسوم ترسیم شده در شیطان پرستی جنبه نمادین و سمبلیک دارد و چون در برابر دین قرار گرفته از آداب به اصطلاح دینی در جهت اهداف خود سود می برد. لذا فقط می توان گفت که شیطان پرستی صرفاً یک فرقه می باشد که طرفدارانی دارد.
اما اینکه پرسیده شده آیا با این الفاظ که قید پرستش در آن به کار رفته موجب هویت بخشی به آن می شویم باید اشاره کرد که این ما نیستسم که به مفاهیم هویت می بخشیم بلکه خود الفاظ یک بار معنایی داشته و الفاظ قبلاً وضع شده اند. شیطان پرستی همان عنوانی است که مؤسس آن بر آن نهاده و معرفی کرده است. و ما نیز در جهت نقد آن ناچاریم از همان عنوانی استفاده کنیم که معروف است نه اینکه خود عنوانی جدید بر آن فرقه بگذاریم و بعد بخواهیم منظور خود را بفهمانیم و واضح است که اگر عناوین متفاوت باشد، کسی متوجه نخواهد شد ما درباره چه فرقه یا مکتبی سخن می گوییم.



23- در مورد گروهEmo توضیح دهید.
جواب: Emo مخفف کلمه ی Emotion به معنای هیجان عاطفی و یا آشفتگی می باشد. و مؤسس این فرقه یک نوجوان 17 ساله ی کانادایی به نام الکس اِوانس می باشد. 
گروهEmo از گروههای منحرف اجتماعی به حساب می آیند که عموماً از خانواده خود جدا زندگی می کنند. که ناشی از افسردگی شدید در بین آنان است. گرایش شدید به خود کشی، همجنس بازی، قانون گریزی، انزوا طلبی، استفاده از مواد مخدر خصوصاً مواد روانگردان و صنعتی و فرار از واقعیتهای جامعه از خصوصیات بارز اخلاقی اعضای این گروه است. و در بین پسران این گروه علاقه زیادی به رفتارهای دخترانه وجود دارد، که ریشه در حس همجنس گرایی آنان دارد.
اگر کسی خصوصیت روان پریشی نداشته باشد، نمی تواند در میان آنان حضور پیدا کند. اکثر آنها از القاب سرد و ناامید کننده برای خود خصوصاً در محیط اینترنت استفاده می کنند. القابی چون: تک پر، تنهاترین، قلب یخی، خسته، باران زده، پسر تنها و... 
به خاطر علاقه زیاد به موسیقی راک نیز یک سبک موسیقی که خشونت کمتری نسبت به سبکهای متال و... دارد ابداع کرده اند. البته به سایر سبکهای موسیقی راک هم علاقه زیادی دارند.
در مورد پوشش و مد ظاهری افراد این گروه می توان به لباس های مارک دار، خالکوبی یا تتو، استفاده از رنگ های سیاه، صورمه ای، قرمز و بنفش خصوصاً برای هایلات کردن مو و... اشاره کرد.
در موردEmo ها بیشترین موردی که به چشم می خورد و به آن مشهور هستند، مدل مو و طرز لباس پوشیدن آنهاست که آنان را از سایرین متمایز می کند. موهای پف کرده و عموماً صاف که از همه اطراف مانند بید مجنون آویزان است، و همچنین استفاده از آرایش سرد و بی روحی که بیشتر به چهره آنها جلوه افسردگی می دهد، از خصوصیات دیگر ظاهری آنان است.
کفشهای با پاشنه های ضخیم یا همراه با دست نوشته های خود آنان از دیگر خصوصیات ظاهری برخی از آنان است.



24-چند نمونه از فیلمهای شیطان پرستی را نام برده و دلیل ارتباط آنها به شیطان پرستی را بگوئید.
جواب: فیلمهایی که در جهت اهداف شیطان پرستی ساخته می شوند به سه دسته عمده تقسیم می شوند.دسته اول: فیلمهایی که مستقیماً به موضوع اشاره می کنند در آنها شیطان یا شیطان پرستان پیروز نهایی فیلم هستند. فیلمهای طالع نحس، پرتقال کوکی و ... از این دست هستند.دسته دوم: فیلمهایی که مستقیماً به موضوع اشاره می کنند و در آنها شیطان یا شیطان پرستان شکست می خورند. اما جالب اینجاست که شیطان و شیطان پرستان نه با نیروی الهی بلکه توسط یک ارتش شیطانی دیگر از بین می روند که برای نمونه این فیلمها می توان سه گانه تیغ، ون هلسینگ دراکولا و ... را نام برد.دسته سوم: فیلمهایی هستند که مستقیماً به موضوع شیطان پرستی اشاره نمی کنند ولی قهرمان این دسته فیلمها نیروهای غیرطبیعی و شیطانی در اختیار دارند و می توان به فیلم مرد عنکبوتی، بتمن، شوالیه تاریکی و ... اشاره کرد. با این تقسیم ارائه شده ارتباط این سه دسته با شیطان پرستی کاملاً واضح و آشکار می باشد.


25- راهکارهای مقابله با شیطان پرستی چیست؟
جواب: راهکارهای مقابله با شیطان پرستی همان مواردی است که درباره فرقه های دیگر مطرح است. با این تفاوت که این فرقه از آنجایی که عموماً بر عناصر لذت جویی تأکید دارد، کمی مقبله با آن مشکل می نماید.
اهم راهکارها عبارتند از:

  1. آگاه سازی مردم نسبت به محتوای اصلی این فرقه
  2. تبیین اصول اعتقادی اسلام
  3. تقویت باور مندی دینی و ملی در جوانان
  4. تقویت بنیانهای خانوادگی
  5. شرکت دادن جوانان در فعالیتهای اجتماعی مناسب
  6. ایجاد زمینه تفریحات مناسب سن و روحیات جوانان
  7. کشف و شناسایی راههای نفوذ این فرقه
  8. بیان عاقبت امور پیروان این فرقه 
    و...



26- بوجود آورنده فرقه شیطان پرستی چه کسی بوده و آیا با سازمانها یا فرقه های دیگر ارتباط دارد؟

جواب: مؤسس این فرقه آنتوان اس زاندر لاوی است. که یک یهودی الاصل می باشد. این پدیده در سال 1966 میلادی در آمریکا بوجود آمده است.
شیطان پرستی محصول کارخانه فرقه سازی سازمان فراماسونری و صهیونیسم می باشد. که با توجه به ماهیت این فرقه و شباهتهای بی شک آن به گروههای ماسونی این مطلب به خوبی اثبات می گردد.
از آنجایی که فرقه های نوظهور عمدتاً تفکرات مانیفیستی یا همه گونه گرایی دارند، ذات شیطان پرستی با چهره کریه صهیونیسم بین الملل و سازمان فراماسونری ارتباط تنگاتنگی دارد.



27- پدیده شیطان پرستی چه ارتباطی با مسائل دوره غیبت حضرت مهدی (عج) دارد. و نهایتاً عاقبت آن چه خواهد شد؟
جواب: همانطور که در برخی روایات وارد شده است، درعصر غیبت و دوران نزدیک به ظهور موعود (عج) دنیا در فساد و تباهی فرو خواهد رفت. و ظلم و ستم و گناه فراگیر شده و بسیاری از مردم را در بر خواهد گرفت. البته این بدین معنا نیست که تمام مردم دنیا در فساد و تباهی غرق خواهد شد.
به هر حال شیطان پرستی یکی از مصادیق بارز ظلم و تباهی در جهان است. و آنچه مسلم است عاقبت آن نابودی و محو کامل است.
چنانکه در قرآن و روایات آمده است، شیطان بدست امام مهدی (عج) سر بریده شده، و پیروان او همه نابود خواهند شد.و اختیار زمین به صالحان خواهد رسید. و آنان وارثان زمین و صاحب اختیاران زمین خواهند شد. (و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثین) سوره قصص آیه
5


[ چهارشنبه 2 آذر1390 ] [ 11:26 ] [ هدهد ]

 

  

 

 

   

اعداد مقدس در فراماسونری و دلایل تقدس این اعداد    

 

------------------------------------------------------------------------------------------------------- 

عدد 7   (هرگاه این عدد در کنار نور باشد) شمعدان 7 پایه یهود. 

   

             ستاره 7 پر در پرجم اردن                                         شمعدان 7 پایه یهود

------------------------------------------------------------------------------------------------------- 

عدد 9   زنجیره 9 نفره در فراماسونری، زنده کردن هیرام کاهن معبد توسط 9 ماسون اعظم . 

      

-------------------------------------------------------------------------------------------------------

 عدد 11 اشاره به دو ستون جلویی معبد سلیمان .  

-------------------------------------------------------------------------------------------------------

عدد 13 از بین بردن مخالفان خود در 13فروردین (کشتن ایرانیان در زمان امپراطوری هخامنشیان )و به دلیل اینکه سیزدهمن فرد توانست مسیح (ع) را لو بدهد و او را به صلیب بکشند .   

 

 

13 خط سفید و قرمز در پرچم آمریکا

 

  

 

 ستاره 6 گوش متشکل از 13 ستاره کوچک          13 دست و 13 دندانه            13 تار چنگ الهه باستانی

 -------------------------------------------------------------------------------------------------------

عدد 33 مضزب 3 عدد 11،گروه های ماسونی 33 مرتبه و 33 درجه دارند . 

------------------------------------------------------------------------------------------------------- 

عدد 666 موسوم به عدد ارتباط باشیطان (شماره تلفن شیطان)  

 

 

ستاره 6 گوشه : 6 ضلع 6 زاویه و 6 مثلث کوچک در گوشه آن ، نماد تعادل خلقت از دیدگاه مکاتب شرک آمیز 

------------------------------------------------------------------------------------------------------- 

و کلیه اعدادی که اگر بالعکس شوند خود همان عدد به وجود میآید مثل11-69 یا اگر  بالعکس شود دارای مفهوم می شود از اعداد مقدس برای ماسون ها به حساب می آید مثل 666 که معکوس آن 999 می شود که عدد منجی است.  

 

شاید فکر کنید که این اعداد چقدر پر خاصیت هستن اما در جوابتون میگم نه اقا اینا یه مشت خل و دیوونن که میخوان خودشونو مدرن و اسرار امیز نشون بدن

 

[ چهارشنبه 2 آذر1390 ] [ 11:18 ] [ هدهد ]
http://tajil2012.persiangig.com/image/THE%20ARRIVALS%20RELOADED.jpg


مستند سریالی "ظهور"، مستندی است قوی راجع به ایلومیناتی، فراماسونری و حکومت جهانی شیطانی آنها که توسط مسلمانان اروپا ساخته شده است.

در این مستند تلاش شده است که به پرسشهایی نظیرسوالهای زیر پاسخ داده شود:

- چرا مسائل جهان امروز، به صورت کنونی است؟

- چرا این همه برجهای هرمی و برجهای دوقلو در اطراف ما ساخته می شود؟

- چه کسانی جهان را کنترل می کنند؟

- پشت پرده فیلمها و کارتون های سینمایی چیست؟

- پشت پرده موسیقی ها چیست؟

- چرا سلطه گران جهانی به دنبال احیای معبد سلیمان هستند؟

- چرا این همه خشونت و کشتار در اطراف جهان وجود دارد؟

- چه ارتباطی بین فرعون امروزی و "نظم نوین جهانی" وجود دارد؟

- چه وجه اشتراکی بین جورج بوش، اباما و ملکه انگلیس وجود دارد؟

- چرا شیطان پرستی امروز توسط سران کشورهای استعمارگر و صهیونیست پشتیبانی می شود؟

- مقصود واقعی اشیاء پرنده ناشناخته (UFO) چیست؟

- هدف واقعی فروپاشی اقتصادی در جهان چیست؟

- دجال (ضد امام مهدی، عجل الله تعالی فرجه، و ضد مسیح، علیه السلام) کیست و هدف او و ابزارهای رسیدن به آن هدف چیست؟

اینها سوالاتی هستند که در این سریال مستند به آنها پاسخ داده می شود.

هدف این سریال، افشای طبقه ممتاز (Elite)، خاندانهای سلطنتی در اروپا، زرسالار و جهان خواهان است که تمامی جنبه های زندگی بشریت را کنترل و برنامه ریزی می کنند.

بارها و بارها سایت تولید کننده این سریال (
www.wakeupproject.com)، مورد حمله واقع شده و سایت از سرویس دهی خارج شده است.

در هر حال، ما این سریال را به صورت کامل با کیفیت خوب و با فرمت Divx در اختیار شما قرار داده ایم.

تهیه کنندگان این سریال، بارها گفته اند که هدف، شستشوی مغزی بینندگان و یا تحمیل عقاید و یا ایجاد ترس عمومی نیست و از همه کسانیکه این مستند را تماشا می کنند می خواهیم تا خودشان به تحقیق راجع به موضوع های ارائه شده در این مستند بپردازند تا به میزان واقعیت مسائل مطرح شده پی ببرند.

مهمترین سخن ما "بیداری" و "آگاهی" است. همه ما بایستی نسبت به حوادثی که در جهان اطراف ما اتفاق می افتند، بیدار و آگاه باشیم تا بتوانیم جهت آماده سازی و تربیت نسل هایی که در آینده میزبان و همراه امام مهدی (عج) خواهند بود، خدمت کوچکی کرده باشیم.

در پایان از گروه بیداری اندیشه که تلاش بسیار زیادی را در زمینه ترجمه و زیرنویس این سریال انجام داده اند، تشکر میکنیم.

اطلاعات سریال:

تعداد قسمت ها: 52
زمان هر قسمت: حدود 10 دقیقه
تهیه کنندگان: Noreagaa & Achernah
کیفیت: Divx 640 * 480
زیرنویس: فارسی و انگلیسی
ترجمه زیرنویس: گروه بیداری اندیشه (
bidari-andishe.blogfa.com)
[ سه شنبه 1 آذر1390 ] [ 20:26 ] [ هدهد ]

تاریخچه فراماسونری(شیطان پرستی)تاریخچه فراماسونری از آغاز خلق انسان تا کنون قدمت تاریخی دارد من برای شما از ابتدای آن می نویسم.وقتی انسان خلق شد خداوند به فرشتگان گفت:بر انسان سجده کنید همه سجده کردند به جز شیطان که از جنس جنیان بود.انسان به بهشت رفت و شیطان از خدا اجازه گرفت که انسان را گول بزند پس بنابر روایات کتابان مسیحیان و یهودیان شیطان به شکل مار درآمد و به پای طاووس پیچید و به بهشت رفت.1.مار اُمُ برای شیطان پرستان مقدس است.شیطان وقتی به بهشت رفت به آدم و حوا گفت:از آن درخت بخورید آن درخت، درخت سیب بود و اسم آن درخت،درخت معرفت و دانش بود و شیطان به آن دو گفت:اگر آن درخت را بخوری جاودانه میشی یعنی مثل خود خدا میشی پس آدم و حوا از آن درخت خوردند و به زمین آمدند.2.سیب را اگر به شکل افقی نصف کنید ستاره پنج پر یا پنتاگرام در آن دیده میشود که این ستاره برای شیطان پرستان مقدس است.حضرت ابراهیم وقتی می خواست پسرش اسماییل را قربانی کند شیطان چند بار به جلدش آمد و می خواست که ابراهیم را گول می زند ولی ابراهیم گول نخورد و شیطان مجبور شد که به شکل جسم بیاید شیطانی که به شکل جسم شود مثل آدمی است که به زیر آب برود یعنی شیطان کاملا ضربه پذیر میشود و به همین دلیل ابراهیم به طرفش سنگی پرتاب میکند و چشم راست شیطان کور میشود و فقط چشم چپ دارد.3.دجال به صورتی است که چشم راست ندارد و چشم چپ آن به صورتی است که در وسط پیشانی اش قرار گرفته و نور میدهد.حضرت یوسف وقتی رحلت فرمود قومش مورد حمله فرعونیان قرار گرفت پس از جانب خداوند پیامبری به نام موسی آمد که از خود قوم یهود بود یارانش را جمع کرد و نجاتشان داد.معجزه حضرت موسی جادوگری بود و در آن زمان سیمیا گری مد بود سیمیا یعنی اینکه تو وقتی چیزی را به وجود می آورد تو  آن را آنطور میدیدی وگرنه وجود خارجی ندارد ولی حضرت موسی سحر به ذات میکرد یعنی وقتی اژدها می آورد آن واقعا اژدها بوده است.کابالا چیست ؟ کابالا به سنت جنگیری و جادوگری را کابالا میگویند.کابالا تا ابد در خون یهود باقی خواهد ماند و دیگر پاک نمیشود حضرت موسی وقتی یارانش را از رود رد میکند میرود تا ده فرمانش را از خداوند بگیرد 30 روز او میشود 40 روز بعد از آن موسی وقتی آمد دید که یهودیان دارند گاو میپرستند.در زمان حضرت سلیمان،حضرت سلیمان قدرتش حکومت بر انس و جن بود پس تمام جن ها را به سلّابه کشید جنیان همان شیاطین اند پس سلیمان به جنیان گفت که باید برای من معبد بسازید آنها هم معبد را برایش ساختند معبد اینطور بود کفه معبد صفحه شطرنج و دو سطون داشت سطون سمت راست بوآز و سمت چپ جاکین بود و وقتی سلیمان رحلت فرمود قبل از رحلتش تمام قدرتش را زیر تختش گذاشت و رفت مکان کنونی معبد سلیمان همان بیت المقدس است که هنوز در دست مسلمانان است.در زمان جنگ های صلیبی یک شمشیر زن مسیحی با افرادش به سمت بیت المقدس میرود به طرز مخفیانه ای به زیر مسجد رفته بعد از یک مدت میاید وقتی میاید بقیه نفرات که دیوانه شده بودند ولی خود او می گوید که بزرگترین قدرت در جهان زیر آنجاست و برای همین است که یهودیان قصد گرفتن آنجارا دارند و تاکنون آن را گرفته اند.یهودیان از 200 سال قبل از پیامبر به آن منطقه آمدند زیرا میدانستند که آخرین پیامبر از آنجا خواهد آمد میخواستند که یهودی زاده باشد پس زنی پول دار به نام امّه قتال که یهودی بود پیش عبدالله پدر پیامبر رفت و به او گفت که مال وثروتم مال تو برو و تجارت کن عبدالله رفت و به پدر و مادرش گفت ولی آن ها گفتند که امّه قتال سابقه خوبی در قریش ندارد پس عبدالله رفت و با آمنه ازدواج کرد و شب بعد از عروسی عبدالله به سفر کاری میرود در راه برگشت به خانه در یصرب مسموم میشود ولی دیگر دیر بوده چون نطفه رسول الله بسته شده بوده و آمنه باردار بوده است.خدایان مصر و جریان آبلیسک و مادر بیوه تمام یهودیانمصر دارای 4 خدا بود،ایسیس،اُسیریس،نفتیس و ست و همه ی این چهار خدا خواهر و برادر بودند.ایسیس با اسیریس ازدواج میکند یعنی ازدواج خواهر و برادری میکند و از طرفی نفتیس حسودیش میشود که چرا اسیریس شاه شده بود برای همین اسیریس را به 14 تکه تقسیم میکند و در اقسام دنیا پخش میکند و ایسیس با کمک خواهرش تمام تکه هارا پیدا میکند به جز قسمت چهاردهم که اندام تناسلی اسیریس بوده و جالب اینکه ایسیس از اسیریس بچه دار میشود.از آن پس اندام تناسلی اسیریس را آبلیسک گویند و مادر بیوه تمام یهودیان ایسیس است.مجسمه آزادی یا تندیس آزادی (Statute Of Liberty) که نام رسمی آن Liberty  Enlightening The World (آزادی روشنگر جهان) است در سال 1886 میلادی توسط فرانسه به ایالات متحده آمریکا هدیه داده شد .در 28 اکتبر آن سال " استیفن گراور کلیولند " ریاست جمهوری وقت آمریکا ،مجسمه آزادی را در محل فعلی آن، دهانه رود هودسن (Hudson) درجزیره آزادی که تا محله منهتن شهر نیو یورک دو هزارو ششصد متر و تا شهر جرسی سیتی ایالت نیو جرسی 600 متر فاصله دارد قرار داد. این مجسمه بنا بود در سال 1876 به مناسبت یکصدمین سالگرد استقلال آمریکا به اتمام برسد ولی به علت پاره ای از مشکلات مانند حمل آن به آمریکا ، طولانی شدن جریان ساخت و... با ده سال تاخیر بر فراز آبهای آتلانتیس ایستاد این مجسمه با دست راست خود مشعلی فروزان را بالای سر خود نگه داشته و در دست چپ یک لوح سنگی را که بر روی آن با شماره های رومی نوشته شده  JULY IV MDCCLXXVI که نشانگر 4 ژوئیه1776  میلادی تاریخ استقلال آمریکا است.مجسمه آزادی فقط یک تندیس ساده نبود  بلکه نماد اسرار آمیزی از یک جریان مخفی و مخوف بود که سالها بعد نبض حیات سیاسی ، اقتصادی ، فرهنگی و نظامی جهان را به دست گرفت لذا آنچه قرار است در این جستار به آن پرداخته شود ، نگاهی جدید و از زاویه ای دیگر به اسرار پشت پرده  مجسمه ای است که آنرا  به اصطلاح تندیس آزادی  می خوانند.سالها قبل تر از آن یک یهودی در یا نورد به نام کریستوفر کلمپ با مشورت با محافل یهودی اسپانیا و با توجه به اطلاعات و شواهدی که از وجود سرزمینی در آنسوی اقیانوس اطلس داشت ،  با نیت پیدا کردن ارض موعود عهد عتیق ، سرزمین خالی از سکنه ای !!! را می یابد.اندکی بعد این سرزمین مورد توجه پیوریتن های انگلیسی قرار می گیرد. این مسیحیان یهودی به محض ورود به امریکا آنرا ارض موعود نامیده  وبومیان آن سرزمین را کنعانیان پنداشته و تاجایی که می توانند آن هارا قتل عام می کنند .اولین کتابی که در امریکا به چاپ می رسد "مزامیر داوود" است ، پیوریتنها نام های عبری بر فرزندان ، خیابانها و شهر های خود می گذارند تاجایی که باید  پسوند DC" " در نام شهر " Washington DC " را David Capital یعنی (پایتخت داوود) دانست.نهایتا  پس از مدتها جنگهای داخلی سرانجام  در  چهارم  ژوئیه  1776  اولین کشور تمام فراماسونری جهان یعنی امریکا استقلال خود را اعلام می نماید.بیش از یک قرن پس از آن یعنی درسال 1886 میلادی  فرانسه به مناسبت یکصدمین سالگرد استقلال امریکا مجسمه آزادی را در چند تکه مجزا توسط کشتی به امریکا هدیه می کند.طراح اصلی این  مجسمه "فردریک آگوسته بارتلدی" مجسمه ‌ساز ماسون فرانسوی بود البته سازه درونی آن را " الکساندر ایفل" مهندس فرانسوی برج ایفل ،طراحی نمود مهندسان و طراحان دیگری نظیر " ژوزف پولیتزر" و"اوژنویوله لودوک" نیز در جریان ساخت آن نقش داشتند. ویژگی مشترک تمامی این مهندسان و طراحان عضویت در لژهای فراماسونری  فرانسه بود. تا جایی که به عنوان مثال بسیاری از نماد شناسان برج ایفل را یک "ابلیسک" فانتزی می دانند.در ابتدا سازندگان  فرانسوی آن اعلام نمودند که این مجسمه نماد  "تا ئیس" معشوقه اسکندر است . اما نکته ظریفی که در این میان نادیده ماند چیز دیگری بود که بعد ها نشریه ماسون ترک آنرا فاش ساخت . و آن شباهت بسیار زیاد چهره ی این مجسمه با "ایسیس" اسطوره ی مصر باستان و الهه مورد تقدیس ماسونها بود.بعد ها فردریک بارتلدی در پاسخ به انتقاد افرادی که بیان می داشتند این مجسمه از نظر فرم صورت به "تائیس" هیچ    شبا هتی ندارد ، گفت : من در طراحی این مجسمه از چهره مادر بیوه خودم الهام گرفته ام. آری بارتلدی راست  می گفت ولی منظورش از مادر بیوه ، "ایسیس" بود که در واقع مادر بیوه معنوی تمامی ماسونها منجمله خود او بود.پس از انتقال این مجسمه به نیویورک امریکاییها با هزینه ای نزدیک به  200 هزار دلار پایه ای 46 متری از جنس گرانیت برای آن ساختند تا مجسمه را بر روی آن قرار دهند.حال که فراماسونهای فرانسوی برای امریکا سنگ تمام گذاشته بودند نا پسند می نمود اگر طراحان امریکایی دست روی دست می گذاشتند ،  و البته در عمل نیز چنین نشد و در نهایت  پایه گرانیتی آنها یک کپی محض از معبد کذایی سلیمان از آب در آمد ، معبدی که ماسونها برای رسیدن به نظم نوین جهانی و تشکیل حکومت ماسونی – یهودی خویش  بالاخره باید آنرا بر بقایای مسجد الاقصی بنا کنند.  با این تفاسیر جای تعجب هم نخواهد داشت اگر ارتفاع این ساختمان 46 متر یعنی مجموع 33+ 13 (دوعدد مورد علاقه فراماسونها) باشد و خود تندیس نیز دارای 168 پله  به علاوه 1 نیم پله (مجموعاً169) باشد که بازدیدکنندگان را تا بالای برج راهنمایی کند.( 169=13 13 X)بارتلدی بر روی تاج این مجسمه هفت شعاع نور قرار داد تا بیش از پیش نماد های ماسونی این تندیس ننگ و نیرنگ را آشکار سازد.عدد هفت در کنار سمبل های گونا گون  نور از دیر باز ستوده مصریان باستان و یهودیان  و کابالیست های مصر زده  بود . همانگونه که آن را در شمعدان هفت شاخه یهود "MENORAH " ،خورشید هفت شاخه مصریان و یا هفت ستاره منقوش در آسمان معبد سلیمان دیده اید.اما  نکته ای که در این میان بنا بر اعتراف فرانسویان هرگز نباید  فراموش نمود الگو برداری ساخت مجسمه از "تائیس " معشوقه اسکندر است. حتی اگر شباهتهای چهره ی این مجسمه با ایسیس را کنار بگذاریم چه دلیلی دارد فرانسوی ها نمادی از تائیس بسازند و آن را به امریکا هدیه دهند.مگر غربیان در تاریخ هزار خدایی یونان و رم با کمبود الهه مواجه شده بودند  که از یک شخصیت نچندان موجه به نام" تاییس "  مجسمه بسازند و انرا تندیس و نماد آزادی قرار دهند.آری حقیقت چیز دیگری است که لاجرم مجبوریم برای روشن شدن این گوشه از تاریخ  و آشنایی با شخصیت این زن به باز خوانی گذرای حمله اسکندر به ایران زمین بپردازیم.با آنکه اسکندر یا همان الکساندر در میان غربیان قهرمانی بزرگ شناخته می شود ولیکن در میان ایرانیان به عنوان  شخصیتی بدنام و ویرانگر نمود یافته است، در متون زرتشتی، از وی همواره به عنوان "گجسته"(ملعون و شوم) یاد شده و همراه ضحاک و افراسیاب از کارگزاران اهریمن به شمار آمده است.در این اثنا عده ای نیز  نظر در انکار وجود شخصیت تاریخی به نام اسکندر مقدونی دارند، ولی این به معنای نادیده انگاشتن انبوهی از آثار و اسناد تاریخی و باستان شناسی و حذف تاریخ اسکندر و سلوکیان و خلا  زمانی به مدت بیش از صد سال از تاریخ ایران است.اسکندر متولد مقدونیه و فرزند  فیلیپ پادشاه مقدونیه بود.در آن زمان  مقدونیه قسمتی از حکومت یونان بود که البته  مقدونی ها در میان  مردم  یونان معروف به وحشی  گری  بودند لذا فیلیپ پدر اسکندر، برای فرزند خود معلمانی یونانی استخدام کرد تا با فرهنگ یونانیان بزرگ شود. اسکندر پس از مرگ پدر، پادشاه مقدونیه شد و پس از کشمکش ها و فراز و نشیبهایی که بیان آن در این مجال نمی گنجد برای ماجراجویی و تصاحب سرزمینهای دیگر، راه جهان گشایی و حمله به دیگر کشورها را پیش گرفت. اگر چه  یونانیها او را وحشی و بربر می دانستند، ولی هنگامی که باتصاحب سرزمینهای دیگر توسط او ثروت زیادی به آتن سرازیر شد، با وی همراه شدند .بزرگ ترین و مهمترین جنگ اسکندر، نبرد با امپراتوری وسیع ، قدرتمند و متمدن هخامنشیان بود. نبرد اسکندر و پادشاه ایران، چند بار به عقب نشینی وی انجامید، اما سرانجام با تضعیف روحیه سپاهیان ایران، ورق به نفع یونانیان برگشت و اسکندر، داریوش را در منطقه "گیل گمش" شکست داد.در شب پیروزی، اسکندر و افسرانش در تخت جمشید (پرس پولیس) قصر باشکوه ایرانیان، جشن بزرگی برپا کردند. اسکندر همواره در سفرهای خود یک گروه از زنان فاحشه و رقاص و شراب ریز همراه خود می آورد تا بساط عیش و نوش و شهوت رانی خود و فرماندهان سپاهش گسترده باشد. یکی از این زنان، تائیس کنیزی اورشلیمی بود که به خاطر زیبایی به دربار اسکندر راه یافته بود. پس از آنکه اسکندر قصد ازدواج با شاهزاده اسیر ایرانی و دختر داریوش سوم"استاتیرا" را نمود، حسادت تائیس او را به طرح  نقشه ای اهریمنی کشاند که نهایتا صد ها سال تمدن ، فرهنگ و افتخار جهانی را به خاکستر نشاند.در آن جشن، تائیسآن قدر به اسکندر شراب خوراند که عقل او را کاملاً زایل کرده و سپس از او خواست به انتقام معبدی که در آتن توسط خشایارشاه به آتش کشیده شد، پرس پولیس (تخت جمشید) را آتش بزند. اسکندر مشعلی را به تائیس داد و او هم پرده های حریر و جواهرنشان قصر را به آتش کشید. و پس از مدتی کوتاه، قصر یکپارچه در آتش کین و حقارت شخصیت تاییس سوخت.و اینگونه شد که امروز در دست مجسمه به ظاهر آزادی آمریکا"تائیس" همان مشعل هنوز به امید به آتش کشیدن دوباره تمدن شرق افروخته است.و اینگونه شد که یک فاحشه که گوشه ای نا چیز از تاریخ تاریک و ددمنشانه غرب را اشغال کرده نماد آزادی می شود!به راستی،چرا سازندگان فراماسونری مجسمه آزادی چنین شخصیتی را به عنوان نماد آزادی در نظر گرفتند؟بی شک یکی از اصلی ترین دلایل آن یادآوری حمله اسکندر به شرق و استحاله فرهنگی آن است چراکهتاریخ شناسان یکی از مهمترین اقدامات اسکندر را هلنیزه کردن سرزمین های تحت تصرفش می دانند. هلنیسم در لغت به معنی تقلید از یونان و به معنی مجموعه تمدن و فرهنگ یونان و به عبارتی ساده تر یونانی مأ بی است. در این راستا اسکندر اقدام به تأسیس شهرهای جدید در راه های مهم و استراتژیک و کوچ دادن مردم از آسیا به اروپا و از اروپا به آسیا نمود. وی با این کار قصد در استحاله فرهنگی متصرفاتش داشت.نمود بارز و آشکار این مسأله را می توان در هلنیزه شدن سلسله ایرانی اشکانیان پس از براندازی سلوکیان (بازماندگان سلوکوس جانشین اسکندر )دید، اشکانیان همواره سعی در یونانی مأبی داشتند تا جایی که حتی بر سکه هایشان عنوان (یونان دوست) همراه با اسم پادشاه زمان می آمد. (14)به عبارتی دیگر مجسمه آزادی به نوعی نماد رشد غرب گرایی نیز هست. تائیس یا همان مجسمه آزادی، می تواند یادآور تمام این گذشته باشد. اکنون نیز ملل شرقی به تقلید از اروپاییان و در مقابل  غربی ها نیز  به این سلطه می نازند و این میراث شوم اسکندر و تائیس است.اما نکته بسیار بسیار مهمی که هرگز نباید از نظر دور گردد این است که تمدن غرب هرگاه افول نمود نتوانست دوباره در همان مکان ابتدایی ، خود را باز سازی کند  و در جایی دیگر ادامه حیات داد لذا می بینیم  پس از افول یونان ، رم  برمی خیزد و بعد  از آن غرب از اروپای میانی ، انگلستان و نهایتا امریکا سر بر می آورد ، یعنی غرب هیچگاه نتوانست در همان حوزه مکانی اولیه دوباره رشد نماید این تمدن آنقدر نقصان داشت که قدرت هضم تجاوزات و حتی تبادلات فرهنگی سالم را نیز نداشت.اما در مقابل ، تمدن کهن و با فرهنگ ایران هرگاه دچار نزول شد دوباره در همان مکان جوانه زد ، هرگز نباید فراموش کرد که نهایتا اسکندر با لباس ایرانی از این مرز پر گهر رفت ، وحشیان و متجاوزان مغول مسلمان شدند و رصد خانه و مسجد و کتابخانه ساختند و از میان سه نفر زبانشناس که قواعد  زبان عربی را برای خود عرب زبانان نگاشتند دو تن  از آنها ایرانی بودند واکنون نیز پس از چند هزار سال باز هم ایران است که در مقابل زیاده خواهی های وحشی گرانه غرب ایستاده است.آری  تکرار این تجربه تاریخی و از سویی دیگر پیشگویی های غرب نیز همین را میگوید که منشا آن اتفاق بزرگ آخر الزمانی نیز  ایران است و موعود ادیان به یاری ایرانیان است که بساط بیداد آنها را بر خواهد چید گویا غرب ناگزیر از شنیدن نام ایران در کنار ناکامی های خود است ،  لذا اینگونه است که تائییس دوباره مشعل به دست رو به سوی شرق بر فراز آتلانتیس ایستاده است.اگر بخواهیم اندکی تاریخی تر به مسئله نگاه کنیم باید در نظر داشته باشیم  زمانی که امپراتوری ایرانیان 127 ایالت را تحت سلطه خود ساماندهی کرده بود اوج تمدن غربیان یعنی یونان هنوز از سیستم ابتدایی  دولت شهرها (نه یک امپراتوری واحد) استفاده میکرد، لذا غرب ناگریز است تا  با ساختن یک اتوپیای (آرمان شهر) خیالی یعنی یونان باستان  تمامی مدنیت را به خود ارجاع دهد . زمانی که سخن از منطق باشد ارسطو الگو می شود اگر از ریاضیات سخن رانده شود ارشمیدوس را نشان می دهند ، پدر علم پزشکی باید بقراط باشد و غیره و غیره تا من ایرانی هیچگاه به این فکر نکنم که چرا غرب هنوز  با این همه ادعا نتوانسته حقوق بشری را که کوروش  2500 سال پیش به بهترین نحو اجرا می کرد را حتی شبیه سازی کند. اگر لازم باشد برای من و توی ایرانی فیلم 300 می سازند تا مارا از تمامی گذشته پر افتخارمان بیزار کنند تا مبادا شکوه و تمدن نیاکانیمان ما را دوباره به فکر فرهنگ سازی در جهان بی اندازد.آری این کینه ای دیرینه است از تمدن شرق و سترگ ایران زمین که در هیبت شعله های آتش در مشعل عفریته جنگ این الهه شوم  پیوندی!!! (تائیس + ایسیس)  خود را نشان داده است.مطالب نوشته شده در تلمود یهود در مورد خشایار شاه در آن زمان خشایارشاه یک مشاور داشت به نام موردخای که یهودی مارانو بود مارانو یعنی مخفی و یک زن داشت به نام وشتی.یک بار خشایارشاه تصمیم به فتح روم میگیرد ولی وشتی مخالفت میکند موردخای به خشایارشاه میگوید که وشتی میخواهد مانع پیشرفت تو شود پس از خشایارشاه که وقتی مست بوده حکم کشتن وشتی را میگیرد و وشتی را میکشند بعد از آن در تمام ایران به دنبال زن های خوشگل برای پادشاه میروند موردخای در این میان دختر برادرش را که اسمش هادوسا بوده که اسم یهودی بوده اسمش را به استر تغیر میدهد و در میان آن زنان قرار میدهد وقتی خشایارشاه میخواست زنی را از میان آن زنان انتخاب کند همان استر را انتخاب میکند برای اینکه شبهای قبل از آن استر میرفت پشت پرده ای و برای خشایار شاه قصه های عاشقانه میگفت برای همین خشایارشاه به اصطلاح شرتی شد.پس از آن استر و موردخای شروع به آوردن آدمهای یهودی برای گرفتن مقام ها کرد و از فامیلهایش آدم هایی آورد و همیشه استر شبها موردخای میرفت تا دستوراتی بگیرد یک شب که استر میخواست به اتاق موردخای برود وزیر جنگ خشایارشاه که هامان بود میفهمد و بعد از آن همچنین میفهمد که موردخای یهودی است پس به پیش خشایارشاه میرود در آن موقع میبیند که استر هم هست ولی جلوی استر همه چیز را میگوید پس استر و موردخای تصمیم به 33000 ایرانی و هامان میکنند و در شب 13 فروردین حکم کشتن آنها را میگیرند و در روز 13 فروردین آنها را می کشند.برای همین است که شماها روز 13 فروردین به بیرون میروید تا شما کشته نشوید روز 13 فروردین روز کشته شدن اجداد شما توسط یهودیان است.برای همین است که برای ما ایرانیان 13 فروردین شوم است.نشانه های فرا ماسونری1.صلیب برعکس هر دینی که است ما برعکس آنیم.2.آذرخش3.خرگوش میخواهد بگوید که ما همیشه بیداریم.4.جغد میگویند که ما به همه مسلطیم یا تسلط داریم چون جغد گردنش 360 درجه میچرخد.5.سوسک ساسکوب6.بز بوفومت با نماد G7.سیب اگر افقی قاچ کنید ستاره پنج پر دیده میشود.8.مار اُمُ در زمان آدم و حوا شیطان به شکل مار درآمد.9.ستاره پنج پر یا پنتاگرام10.ستاره شش پر یا هگزاگرام که most power full sine یا قدرتمند ترین نشانه است.11.شمعدان هفت شاخه12. 666 نماد شیطانی که برعکس شده 999 است.13.صفحه شطرنج که کف معبد سلیمان هم شطرنجی بود چون جنیان مقابل صفحه شطرنج ظاهر میشوند.کوروشکوروش وقتی یهودیان را نجات داد گفت شما خدا را میپرستید ما هم خدا را میپرستیم اجازه دارید هر دینی را داشته باشید نعبد سلیمان را برایشان ساخت  بعضی از آنان برگشتند و بعضی از آنان ماندن و گفتند ما آمدیم در مملکت مدرن چرا برویم پس بعضی از آنان ماندند.کوروش وقتی میخواست مصر را بگیرد فهمید که آنان گربه میپرستند پس روی سپر هایشان عکس گربه کشیدند وقتی یک مصری می خواست حمله کند سپر را مقابلش میگرفتند و دیگر او نمیزد و شمشیرش را می انداخت و به همین دلیل کل مصر را گرفتند و در جریان عمر و عاص هم از اینجا تجربه داشت و قرآن را سر نیزه گذاشت.نوشته هایی در کتاب تورات و تلمود یهود که خود یهودیان آن را تغییر داده اند1.خداوند با حضرت یعقوب کشتی میگیرد نصف روز طول میکشد ودر آخر(بگو خدا بی مروت)نه یعقوب برنده میشود.2.دختران حضرت لوت تصمیم میگیرند که با پدرشان هم بستر شوند شبانه از پدرشان باردار میشوند چه خواب سنگینی داشته حضرت لوت.3.در مورد پادشاه ایرانیان خشایار شاهنوشته شده توسط : سمانه دهقانی
[ سه شنبه 1 آذر1390 ] [ 20:19 ] [ هدهد ]

 http://www.mckim.nescotland.co.uk/wallpapers_files/FidimusDeoWallpaper72dpi.JPG


در بخش اول مقاله به نظام فرعونی مصر كهن نگاهی انداختیم و به نتایج قابل تأملی دربارة زیرساخت‌های فلسفی آن دست یافتیم. چنانچه اشاره گردید جالب توجه‌ترین خصیصه طرز تفكر مصر باستان ماهیت متریالیستی آن بود؛ متریالیسم یا ماده‌انگاری یعنی باور به ازلی و ابدی بودن ماده. كریستوفر نایت و رابرت لوماس در كتاب خود به نام كلید حیرام حرف‌های مهمی برای گفتن دارند كه تكرار آنها خالی از لطف نیست:
مصریان معتقد بودند ماده همیشه وجود داشته است. در نظر آنان اینكه خداوند چیزی را از عدم خلق كند غیرمنطقی به نظر می‌رسید. به عقیده آنان آغاز جهان زمانی بود كه نظم از بی‌نظمی خارج شد و از آن زمان تاكنون جنگ میان نیروهای نظم و نیروهای بی‌نظمی وجود داشته است. این وضعیت آشفته «نان» (Nun) نامیده شد و براساس توضیحات سومری  ...  همه چیز تاریك بود و بی‌نور، اما درون آن یك نیروی خلاق وجود داشت كه فرمان داد نظم آغاز شود. این نیرو از وجود خودآگاه نبود و تنها یك احتمال یا پتانسیل به شمار می‌رفت كه در بی‌قاعدگی بی‌نظمی ظهور كرد.1
پس از آن به شباهت قابل توجه سازمان فراماسونری و اسطوره‌های مصر كهن و طرز تفكر  مشترك متریالیستی آن دو پی بردیم.


ماسون‌ها و مصر باستان

فلسفه ماده‌گرای مصر باستان پس از اضمحلال این تمدن همچنان به حیات خود ادامه داد. بعضی یهودیان پذیرای آن شدند و در سایه اصول كابالا به ادامه حیات آن كمك نمودند. از سوی دیگر، گروهی از فلاسفه یونان همان فلسفه را اقتباس كردند و با تفسیر مجدد آن مكتب «هرمتیسیسم» (Hermeticism) را به وجود آوردند. كلمه هرمتیسیسم از نام «هرمس» (Hermes)، همتای یونانی خدای مصری «تاث» (Toth) برگرفته شده است. به عبارت دیگر این فلسفه نسخه یونانی فلسفه مصری است.
سلامی ایشینداغ در توضیح مبدأ این فلسفه و جایگاه آن در فراماسونری مدرن می‌نویسد:
در مصر باستان جامعه مذهبی وجود داشت با طرز تفكری مبتنی بر هرمتیسیسم  فراماسونری نیز چیزی مشابه آن اتخاذ نمود. كسانی كه با گذراندن تشریفات سازمان به سطوح خاص می‌رسیدند، افكار معنوی و احساسات خود را آشكار می‌نمودند و به تربیت افرادی كه در سطوح پایین‌تر قرار داشتند می‌پرداختند. فیثاغورث پیرو این مكتب بود و در میان آنها آموزش دید. نظام فلسفی مكتب اسكندرانی و نئوافلاطونی در مصر باستان ریشه دارد و شباهت‌های عمده‌ای میان آن و تشریفات ماسونی وجود دارد.2
ایشینداغ پا را فراتر می‌نهد و در توضیح تأثیر تفكرات مصری بر مبادی فراماسونری چنین اظهار می‌كند:
فراماسونری یك سازمان اجتماعی ـ تشریفاتی است كه نقطه آغازش مصر باستان است.3
بسیاری از دیگر صاحب‌نظران ماسون همین عقیده را دربارة خواستگاه فراماسونری دارند و معتقدند این سازمان از تخم جوامع مخفی تمدن‌های مشرك، همچون مصر و یونان متولد شده است. سلیل لییكاتاز، یك ماسون ارشد ترك در مقاله‌ای با عنوان «اسرار ماسونی: چه چیز محرمانه است و چه چیز محرمانه نیست؟» می‌نویسد:
«در تمدن‌های كهن یونان، مصر و روم مكاتب پنهانی وجود داشتند كه از مفاهیم مشتركی در زمینه علوم ماوراء‌الطبیعی و اسرارآمیز برخوردار بودند. اعضای این مكاتب سرّی تنها پس از گذراندن دوران طولانی تحصیل و تشریفات خاص به عضویت پذیرفته می‌شدند. پنداشته می‌شود اولین مكتب از این دست، مكتب «اُسیریس» (Osiris) باشد كه بر مبنای تولد این خدا دوران جوانی او، مبارزه‌اش با تاریكی، مرگ او و رستاخیزش شكل گرفته است. این مفاهیم طی مراسمی توسط روحانیون به نمایش درمی‌آمد. با این روش مراسم و نمادهای به نمایش درآمده بسیار مؤثرتر واقع می‌شدند... .
سال‌ها بعد، طی این مراسم و تشریفات اولین محافل مجمع برادران تشكیل شدند و با عنوان فراماسونری به فعالیت پرداختند. این انجمن‌ها آرمان‌های یكسانی داشتند و در مواقع فشار قادر به فعالیت بودند. دلیل بقای آنان این است كه پیوسته نام و القاب و روش خود را تغییر می‌دادند. با این حال به مكتب سری كهن و ویژگی‌های خاص آن وفادار ماندند و تفكرات خود را نسل به نسل منتقل كردند. آنها برای اجتناب از به خطر افتادن تشكیلات قوانین ویژه‌ای میان خویش وضع نمودند. ایشان برای محافظت از خود در برابر مردم نادان به فراماسونری عملی كه دربردارندة احكام دقیق حرفه‌شان بود، پناه بردند و آن را با اندیشه‌های خود پیوند زدند. این روند بعدها در تشكیل فراماسونری خرد محور مؤثر واقع گشت.»
نقل قول بالا نیز مؤید ادعای ماست. از میان سه تمدن باستانی مصر، یونان و روم، قدیمی‌ترین تمدن، تمدن مصر می‌باشد. می‌توان گفت عمده‌ترین منبع فراماسونری مصر است. (پیش‌تر دیدیم كه شوالیه‌های معبد رابط اصلی فراماسونری مدرن و این تمدن ملحد بودند.)
لازم به یادآوری است كه تمدن مصر كهن نمونه اصلی «تمدن طاغوتی» است و در قرآن از آن یاد شده است. آیه‌های متعددی به فرعونیان، جوامع آنها، ظلم و ستم، بی‌عدالتی، شرارت و فزونی‌طلبی آنها اشاره می‌كند. فراماسون‌ها در نوشته‌های خود به ستایش این تمدن می‌پردازند. چنانكه در مقاله‌ای در مجلة میمارسینان به ستایش معابد مصر به عنوان «منبع حرفه ماسونی» برمی‌خوریم:
... مصریان «هلیاپلیس» (شهر خورشید) و ممفیس را برپا كردند و براساس نوشته‌های ماسونی این دو شهر منبع علم و دانش و به اصطلاح ماسون‌ها «نوربزرگ» بودند. فیثاغورث كه از هلیاپلیس دیدن كرده بود بیش از اینها از معبد می‌دانست. معبد ممفیس، جایی كه او در آن آموزش دید، از اهمیت تاریخی برخوردار است. در شهر صور مكاتب پیشرفته‌ای وجود داشتند. فیثاغورث، افلاطون و سیسِرو در این شهرها به فراماسونری قدم نهادند.5
در جای دیگر در مجله میمار سینان چنین می‌خوانیم:
وظیفه اصلی فرعون جستجوی نور بود؛ او باید نور مخفی را به بهترین وجه تعالی می‌داد... همانطور كه ما ماسون‌ها تلاش می‌كنیم معبد سلیمان را بسازیم، مصریان نیز تلاش می‌كردند اهرام یا برج نور را بنا كنند. مراسمی كه در معابد مصریان به اجرا درمی‌آمد چندین درجه داشت. این درجات از دو بخش كوچك و بزرگ برخوردار بودند. درجه كوچك به یك، دو و سه تقسیم می‌شد و بعد از اینها درجات بزرگ آغاز می‌شدند.6
روشن است كه «نور»ی كه فراعنه مصر و ماسون‌ها به دنبال آن می‌گردند یكی است. می‌توان چنین استنباط نمود كه فراماسونری نسخه مدرن فلسفه فراعنه مصر است. خداوند ماهیت این فلسفه را در قرآن آشكار می‌كند؛ در جایی كه دربارة فرعون و پیروانش چنین حكم می‌كند:
فرعون و قوم او مردمانی طغیانگر و نافرمان هستند.7
و در آیات دیگر می‌خوانیم:
فرعون به میان قوم آمد و گفت: «ای قوم! آیا سلطنت مصر به من تعلّق ندارد و این نهرهایی كه در این سرزمین در پای قصر من جاری است تحت حاكمیت من در جریان نیستند؟ آیا نمی‌اندیشید؟» ... بدینگونه فرعون قومش را فریفت و تحت تأثیر قرار داد. آنها از او اطاعت كردند چرا كه قومی به واقع عصیانگر و فاسد بودند.8
نمادهای مصر باستان در لژهای ماسونینمادها از مهم‌ترین نشانه‌های ارتباط فرماسونری و تمدن مصر هستند. از آنجا كه ماسون‌ها در انتقال مفاهیم از علائم و نشانه‌ها بهره می‌برند، در فراماسونری نمادها از اهمیت بسیاری برخوردارند. ماسونی كه مرحله به مرحله، سلسله مراتب سی و سه گانه را طی می‌كند، در هر مرحله معنای تازه‌ای از علائم می‌آموزد. به این ترتیب اعضا گام به گام به عمق فلسفه ماسونی حركت می‌كنند. در مجله میمارسینان در نحوه عملكرد علائم چنین می‌خوانیم:
همه می‌دانیم فراماسونری در تفهیم آرمان‌ها و انگاره‌های خود از علائم، حكایات و تمثیل استفاده می‌كند. این حكایات به نخستین اعصار تاریخ بازمی‌گردند. حتی می‌توان آنها را به افسانه‌های ماقبل تاریخ بسط داد. به این صورت فراماسونری قدمت آرمان‌های خود را به اثبات رسانده و به منبع غنی از علائم دست یافته است.9
درمیان این علائم و اسطوره‌ها وجود مفاهیم مصری بیش از همه برجسته است. نقوش اهرام، مجسمه‌های ابوالهول و همچنین نوشته‌های هیروگلیف در سراسر لژها و نشریات ماسونی به چشم می‌خورد.
بار دیگر در مقاله‌ای در همان نشریه دربارة منابع كهن فراماسونری چنین آورده شده است:
اگر مصر باستان را «كهن‌ترین تمدن» تصور كنیم اشتباه نكرده‌ایم. به علاوه این حقیقت كه تشریفات، درجات و فلسفه كشف شده در مصر شبیه‌ترین نوع به فراماسونری هستند توجه ما را بیشتر جلب می‌كند.10
و باز در مقاله‌ای با عنوان «مبادی اجتماعی و اهداف فراماسونری» می‌خوانیم:
در دوران باستان در مصر، آیین‌های معبد ممفیس مدت‌ها با شكوه و توجه بسیار اجرا می‌شد و از شباهت بی‌نظیری با فراماسونری برخوردار بود.11
بیایید چند نمونه از اشتراكات مصر كهن و فراماسونری را بررسی كنیم. http://marcoponce.com/wp-content/uploads/2009/11/mexico.masonic.lodge_.room_.png
هرم و چشم (مثلث نورافشان)
شناخته‌شده‌ترین نشان ماسونی را می‌توان در مهر ایالات متحده آمریكا و همچنین بر روی اسكناس یك‌دلاری یافت. در این مهر یك هرم كه بالای آن چشمی درون مثلث جای دارد، ترسیم شده است. علامت چشم درون مثلث در همه لژ و مجلات این گروه به چشم می‌خورد.
این علامت زیاد مورد توجه واقع نمی‌شود، با این حال برای درك فلسفه ماسونی بسیار معنی‌دار و بااهمیت است. یك نویسندة آمریكایی به نام رابرت هیرائیموس، موضوع پایان‌نامه رساله دكتری خود را به این مهر اختصاص داد و در آن به اطلاعات مهمی اشاره نمود. عنوان پایان‌نامه وی «تجزیه و تحلیل تاریخی مهر سلطنتی ایالات متحده و ارتباط آن با ایدئولوژی روانشناسی اومانیستی» است. رساله او بیانگر این است كه بنیانگذاران آمریكا كه این نشان را برگزیدند فراماسونر و حامی اومانیسم بودند. هرم روی مهر، تمثال «هرم چیاپس» (Cheops)، بزرگ‌ترین مقبره فراعنه می‌باشد.
ستاره شش‌گوشه
یكی دیگر از علائم مشهور فراماسونری ستاره شش‌گوشه است كه از قرار گرفتن یك مثلث روی مثلثی دیگر شكل می‌گیرد. این علامت نشان سنتی یهودیان نیز می‌باشد و امروز روی پرچم اسرائیل به چشم می‌خورد. معروف است كه سلیمان نبی(ع) اولین بار از آن به عنوان مهر استفاده نمود. بنابراین این علامت مهر یك پیامبر و در نتیجه نشانی الهی است. اما فراماسون‌ها تصور دیگری از آن دارند و آن را نه نشان سلیمان نبی بلكه یادآور الحاد مصر باستان می‌پندارند. در مقاله‌ای با عنوان «علائم و نمادها در تشریفات ما» به حقایق جالبی اشاره شده است:
مثلث متساوی‌الاضلاع نماد ارزش‌های برابر است و ماسون‌ها آن را با نام ستاره داوود می‌شناسند كه از جای گرفتن یك مثلث متساوی‌الاضلاع بر روی یك مثلث دیگر شكل می‌گیرد. امروز آن را سمبل قوم یهود می‌دانند كه بر پرچم اسرائیل نیز دیده می‌شود. اما در حقیقت اصل آن مصری است. اولین بار شوالیه‌های معبد آن را در تزیین دیوار كلیساها به كار بردند، چون آنها اولین كسانی بودند كه در اورشلیم به حقایق مهمی دربارة مسیحیت دست یافتند. بعد از ازمیان رفتن معبدیان این نشان در كنیسه‌ها به كار رفت. اما ما در فراماسونری بی‌شك با همان مفهوم كهن مصری از آن بهره می‌گیریم و به این صورت دو نیروی مهم را با هم تركیب می‌كنیم. با پاك كردن قسمت بالا و پایین دو مثلث به علامت نادری می‌رسیم كه آن را خوب می‌شناسید.12
در واقع باید همه نشان‌های فراماسونری را در ارتباط با معبد سلیمان تفسیر كرد. در قرآن آمده كه بعضی می‌خواستند به سلیمان(ع) افترا بزنند و وی را ملحد معرفی كنند:
یهود از افكار و اوراد جادوگری كه شیاطین در عصر سلیمان برای مردم می‌خواندند و یاد می‌دادند، پیروی می‌كردند [و آنها را برای پیشبرد مقاصد خود به كار می‌گرفتند] سلیمان هرگز به سحر و كفر آلوده نشد.13
ماسون‌ها به غلط این تفكرات باطل را به سلیمان(ع) نسبت می‌دهند و آن حضرت را نماینده الحاد مصری قلمداد می‌كنند. به همین علت نیز در تعالیم خود جایگاه خاصی برای وی قائلند. مایكل‌هاوارد، مورخ آمریكایی در كتاب خو د به نام توطئه دانش مكتوم خاطرنشان می‌كند كه پس از قرون وسطی از سلیمان نبی(ع) به عنوان جادوگر و فردی كه مفاهیم شرك‌آمیز را وارد اورشلیم نمود یاد می‌شود. هاوارد در ادامه توضیحات خود می‌افزاید ماسون‌ها معبد سلیمان را «معبد مشركان» می‌دانند.14
دو ستون
از اجزای لاینفك لژ ماسونی وجود دو ستون در مدخل آن است كه كلمات «یاكین» و «بوعز» بر روی آنها حكاكی شده و تقلیدی از دو ستون مدخل معبد سلیمان می‌باشد. اما حقیقت این است كه این نماد نه یادگاری از سلیمان(ع) بلكه تجلی عقاید منحرف این گروه از آن حضرت است. منشأ این ستون‌ها بار دیگر به مصر بازمی‌گردد. مثلاً در مقاله «علائم و نمادها در تشریفات ما» می‌خوانیم:
«در مصر «هوروس» (Horus) و «ست» (Set) معماران دوقلو و پشتیبان عالم روحانی بودند. دو ستونی كه در لژهای ما بنا شده منشأشان مصر باستان است. یكی از ستون‌ها در جنوب مصر در شهر صور واقع بود و دیگری در شمال، در شهر هلیاپلیس. در مدخل معبد «امنتا» (Amenta) كه مختص خدای بزرگ مصر بود، مانند معبد سلیمان دو ستون قرار داشت. در كهن‌ترین اساطیر مربوط به خورشید از این دو ستون به عنوان نماد بینش و قدرت یاد شده كه در برابر دروازه جاودانگی بنا شده‌اند.»
http://www.ljrm224.com/Masonic_Wallpaper_by_K_aybars.jpg
واژگان مصری لژها
از نكات جالب توجهی كه دو نویسنده كتاب كلید حیرام افشا می‌كنند واژگانی است كه در مراسم ترفیع یك ماسون به مقام ماسون اعظم به كار می‌رود. به این ترتیب:
مَعَت نِب مِن آ، مَعَت بَ آ.16
براساس توضیح نایت و لوماس این لغات كه اغلب بدون توجه به معنایشان مورد استفاده قرار می‌گیرند مصری هستند و مفهومشان این است:
بزرگ است استاد فراماسونری، بزرگ است روح فراماسونری.
نویسندگان توضیح می‌دهند لغت «مَعَت» به معنی مهارت در ساختن دیوار و نزدیك‌ترین ترجمه برای آن فراماسونری است. این یعنی ماسون‌های نوین با وجود گذشت هزاران سال هنوز زبان مصر باستان را در لژهای خود حفظ نموده‌اند.
اپرای فلوت سحرآمیز موزارت
از جالب‌ترین آثار فراماسونری «اپرای فلوت سحرآمیز» اثر آهنگ‌ساز معروف، موزارت است. موزارت فراماسون بود. در جای‌جای این اپرا پیام‌های ماسونی وجود دارد كه قرابت بسیاری به الحاد مصری دارند:
مهم نیست چقدر تلاش شده تا فلوت سحرآمیز را «داستانی دربارة شرق دور» معرفی كنند. مهم این است كه اساس این داستان رسوم مصری است. این خدایان و الهه‌های معابد مصر بودند كه بر خلق شخصیت‌های فلوت سحرآمیز تأثیر گذارند.17
ستون چهارپهلو با نوك هرمی  
ستون‌های چهارپهلو با نوك هرمی (Obelisk) كه در مصر حجاری می‌شدند قرن‌ها زیر خاك مدفون بودند تا اینكه در قرن نوزدهم كشف شدند و به شهرهای غربی همچون نیویورك، لندن و پاریس انتقال یافتند. بزرگ‌ترین آنها به ایالات متحده فرستاده شد و انتقال آن را ماسون‌ها ترتیب دادند. چون ادعا می‌شود این نوع ستون‌ها، به علاوه نقوش حكاكی شده بر آنها از سمبل‌های ماسونی باشند. میمارسینان این موضوع را دربارة ستون 21 متری نیویورك با قطعیت بیان می‌كند:
برجسته‌ترین نمونه كاربرد نمادین معماری، اثر تاریخی سوزن كلئوپاترا است كه در سال 1878 از سوی اسماعیل، حكمران مصری، به ایالات متحده هدیه شد. این اثر تاریخی در اصل در قرن شانزدهم پیش از میلاد در مدخل معبد خدای خورشید در هلیاپلیس برافراشته شده بود
.http://johnmadjackfuller.homestead.com/obelisk.jpg
افسانه ایزس، زن بیوه
از مهم‌ترین نمادهای اندیشه ماسونی مفهوم زن بیوه است. فراماسون‌ها خود را فرزندان زن بیوه می‌خوانند و تصویر او بر نشریات آنها به چشم می‌خورد. اصل این تفكر چیست؟ و این زن بیوه كیست؟
با بررسی منابع ماسونی درمی‌یابیم نماد زن بیوه در اصل از افسانه‌های مصری نشأت گرفته و از مهم‌ترین اسطوره‌های مصر باستان، داستان اُزیریس و ایزس می‌باشد. «اُزیریس» یكی از خدایان حاصل‌خیزی و «ایزس» همسر او بود. براساس اسطوره‌ها اُزیریس قربانی هوی و هوس شد و درپی آن ایزس بیوه گشت. زن بیوه ماسونی ایزس است.
پرگار و گونیا
پرگار و گونیا (كه پرگار روی گونیا قرار دارد) از مشهورترین علائم فراماسونری است. اگر از ماسون‌ها دربارة مفهوم این علامت بپرسند، خواهند گفت این نشان نماد علم، نظم هندسی و تفكر فردگراست. با این وجود این علامت مفهومی كاملاً متفاوت دارد. این موضوع را می‌توان در كتاب یكی از بزرگ‌ترین ماسون‌ها یافت. آلبرت پایك در كتاب خود با عنوان اخلاق و تعصب می‌نویسد: «گونیا نماد زمین است. این شكل دوگانه (زن و مرد) نماد طبیعت دوگانه‌ای است كه از دوران باستان به خداوند اتلاق می‌شد و مفهوم مولد تولیدكننده یا همان برهما و مایا نزد آریایی‌ها و اُزیریس و ایزس نزد مصریان را دارد؛ مانند خورشید كه مذكر است و ماه مؤنث.»19
یعنی پرگار و گونیا، مشهورترین نماد فراماسونری، نماد الحاد آریایی است و به دوران پیش از مسیحیت تعلق دارد. ماه و خورشید نیز كه پایك به آنها اشاره می‌كند، نمادی بسیار بااهمیت هستند و در لژها به وفور مورد استفاده قرار می‌گیرند. باید افزود این افكار چیزی جز انعكاس عقاید باطل مشركان پیشین كه به پرستش ماه و خورشید می‌پرداختند نیست.
پی‌نوشت‌ها:
1. Christopher Knight, Robert Lomas, The Hiram Key, Arrow Books, London, 1997, p. 131.
2. Dr. Selami Isindag, Kurulusundan Bugune Masonluk ve Bizler (Freemasonry and Us: From Its Establishment Until Today), Masonluktan Esinlenmeler (Inspirations from Freemasonry), Istanbul1977, pp. 274-275.
    3. Dr. Selami Isindag, Sezerman Kardes VII, Masonlukta Yorumlama Vardir Ama Putlastirma Yoktur (There is No Idolization in Freemasonry but Interpretation), Masonluktan Esinlenmeler (Inspirations from Freemasonry), Istanbul 1977, p. 120
4. Celil Layiktez, "Masonik Sir, Ketumiyet Nedir? Ne Degildir?" (Masonic Secret, What is Secrecy?), Mimar Sinan, 1992, No. 84, pp. 27-29.
5. Dr. Cahit Bergil, "Masonlugun Lejander Devri" (The Lejander Age of Freemasonry), Mimar Sinan, 1992, No. 84, p. 75
    6. Oktay Gok, "Eski Misirda Tekris" (Initiation in Ancient Egypt), Mimar Sinan, 1995, Vol. 95, pp. 62-63.
7. سوره نمل، آیه 12
8. سوره زخرف، آیات 51 تا 54
9. Dr. Cahit Bergil (The Lejander Age of Freemasonry) , Mimar Sinan, 1992, No. 84, p. 74.
10. Resit Ata, "Çile: Tefekkur Hucresi" (Ordeal: Reflection Cell), Mimar Sinan, 1984, No. 53, p. 61.
11. Rasim Adasal, "Masonlugun Sosyal Kaynaklari ve Amaclari" (The Social Origins and Aims of Freemasonry), Mimar Sinan, December 1968, No. 8, p. 26.
12. Koparal Çerman, "Rituellerimizdeki Allegori ve Semboller" (Allegory and Symbols in our Rituals), Mimar Sinan, 1997, No. 106, p. 34.
13. سوره بقره(2)، آیه 102.
14. Michael Howard, The Occult Conspiracy: The Secret History of Mystics, Templars, Masons and Occult Societies, 1st ed., London, Rider, 1989, p. 8.
http://www.alien-ufo-pictures.com/akhnatonbabies.jpg
[ سه شنبه 1 آذر1390 ] [ 0:0 ] [ هدهد ]
.: Weblog Themes By mihanfa :.

درباره وبلاگ

دار الشیعه نماینگر مظلومیت اهل تشیع و برحق بودن این مذهب است .

اگه دوست داشتید با ما تو دار الشیعه فعالیت کنید حتما تو قسمت نظرات اعلام کنید.
احسان نادری

موضوعات وبسايت

باز کردن همه | بستن همه

تصویر ثابت