|
دارالشیعه پيمبري كه عمري غم خوار امتش بود *** روي كبود زهرا (س) اجر نبوتش بود ؟!
| ||
|
همتای علی، در دو جهان بی همتاست زهراست محمد و محمد زهراست (حبیب چایچیان/ حسان)
* * *دریاست نبی و گوهرش فاطمه است مولاست علی و همسرش فاطمه است با آنکه حسین است پناه دو جهان او خود به پناه مادرش فاطمه است
(سیدرضا مؤید)
* * *سینه اش بویید پیغمبر که مینوی من است فاطمه هم فکر و هم سیما و هم خوی من است یاد از بشکستن پهلوی او چون کرد گفت بضعه من، روح ما بین دو پهلوی من است
(حبیب چایچیان/ حسان)
* * *بزمی به حریم کبریا برپا شد کوثر زخدا به مصطفی اعطا شد یک قطره زآب کوثر افتاده به خاک صد شاخه گُل محمدی پیدا شد
(محمدعلی مردانی)
* * *با نام تو دل چه با صفا می گردد با مهر تو دل زغم رها می گردد باشی تو کلید راز هستی زهرا با نام تو قفل بسته وا می گردد
(محمد خراطی)
* * *یکتا گُهر بحر رسالت زهراست محبوبه حق، ظرف ولایت زهراست همتای علی، نور دو چشم احمد سرچشمه دریای امامت زهراست
(سید رضا طباطبایی/طبا)
* * *یا فاطمه از تو دلْ بریدن سخت است پا از سر کوی تو کشیدن سخت است بر زائر تو که از ره دور آید برگشتن و قبر تو ندیدن سخت است
(سیدمحمد خسرونژاد/ خسرو)
* * *یا فاطمه جان! دست من و دامانت ای چشم امید همه بر احسانت بادا به فدایت پدر و مادر من ای گفته پیمبر، پدرت قربانت
(سید رضا مؤید)
* * *ای خاک ره تو تاج سرها زهرا ای قبر تو مخفی ز نظرها زهرا تا باب شفاعت تو باز است چه غم؟ گر بسته شود تمام درها زهرا
(محمدجواد غفور زاده/ شفق)
* * *ختم رُسُل چو فاطمه گر دختری نداشت بی شبهه آسمان حیا اختری نداشت گر خلقت بتول نمی کرد، کردگار در روزگار، شیر خدا همسری نداشت
(وصال شیرازی) * * *همت و توفیق خواهم از خدای فاطمه تا بگویم روز و شب مدح و ثنای فاطمه گر نمی شد خلقت نور علی در روزگار همسری پیدا نمی شد از برای فاطمه
(جوهری)
* * *شب میلاد زهرای بتول است ز یُمن او دعا امشب قبول است شب فیض و شب قرآن، شب نور شب اعطای کوثر بر رسول است
(حبیب چایچیان/ حسان)
* * *ای روی تو جلوه گاه سرمد زهرا وی سینه تو بهشت احمد زهرا عید تو بوَد، ببخش عیدی ما را زان دست که بوسیده محمد زهرا
(سیدرضا مؤید)
* * *ای آنکه فدایت ز هواداران است نازل به جهانْ فیض تو چون باران است یا فاطمه مِهر تو بوَد روح نماز مهر تو شفاعت گنهکاران است
(سیدرضا مؤید)
* * *عشق من! پاییز آمد مثل پار باز هم، ما باز ماندیم از بهار احتراق لاله را دیدیم ما گُل دمید و خون نجوشیدیم ما باید از فقدان گل، خونجوش بود در فراق یاس، مشکی پوش بود یاس بوی مهربانی می دهد عطر دوران جوانی می دهد یاسها یادآور پروانه اند یاسها پیغمبران خانه اند یاس ما را رو به پاکی می برد رو به عشقی اشتراکی می برد یاس در هر جا نوید آشتی ست یاس دامان سپید آشتی ست در شبان ما که شد خورشید؟ یاس بر لبان ما که می خندید؟ یاس یاس یک شب را گُل ایوان ماست یاس تنها یک سحر مهمان ماست بعد روی صبح پرپر می شود راهی شبهای دیگر می شود یاس مثل عطر پاک نیت است یاس استنشاق معصومیت است یاس را آیینه ها رو کرده اند یاس را پیغمبران بو کرده اند یاس بوی حوض کوثر می دهد عطر اخلاق پیمبر می دهد حضرت زهرا دلش از یاس بود دانه های اشکش از الماس بود داغ عطر یاس زهرا زیر ماه می چکانید اشک حیدر را به چاه عشق محزون علی یاس است و بس چشم او یک چشمه الماس است و بس اشک می ریزد علی مانند رود بر تن زهرا، گل یاس کبود
(احمد عزیزی)
[ جمعه 22 مهر1390 ] [ 10:49 ] [ هدهد ]
|
||
| [ طراح اختصاصي توسط : ميهن فا ] [ Designed exclusively by : MIHANFA ] | ||