|
دارالشیعه پيمبري كه عمري غم خوار امتش بود *** روي كبود زهرا (س) اجر نبوتش بود ؟!
| ||
|
چون به شجاعت و دلاوري آن حضرت که زبان زد همگان است بنگريم، درمي يابيم که او از سن بيست سالگي يا اندکي بيشتر در جنگ ها مباشرت داشته، و حال آن که با جنگ آوريي که امام علی علیه السلام از خود به نمايش گزارد، نام شجاعان پيش از خود را به بوته فراموشي سپرد و نيز نام دلاوران پس از خود را از صفحه گيتي پاک کرد. خواهيم ديد که علي علیه السلام در شجاعت بر تمام مردم برتري دارد، اين امر آن چنان بديهي و روشن است که سخن گفتن و ايراد شواهد براي اثبات آن بر انسان زشت و قبيح جلوه مي کند. آن چه علي در جنگ کرد، تا روز قيامت به عنوان ضرب المثل به جاي خواهد ماند. براي اثبات شجاعت آن حضرت همين قدر کافي است که وي در هيچ ميداني از دشمن گريزان نشد و خود را در مقابل لشگريان آنان نباخت و با کسي گرم کارزار نشد، مگر آن که او را بکشت و هرگز ضربهاي بر دشمن وارد نکرد که بخواهد دومين ضربه را نيز بر او بزند. ضربات او بس سهمناک بود. هرگز از پيش دشمني نمي گريخت. چون به مبارزهاي فراخوانده مي شد باک نمي داشت. اين ها همه از امور حيرت آوري است که جز براي پسر ابوطالب فراهم نشد. و چه بسا که بتوان شجاعت وي را بيش از اين ها مورد توصيف قرار داد. او خود مي فرمود: «با کسي به نبرد نپرداختم مگر آن که من و او در ميدان بوديم». يکي از موارد افتخار اعراب، ايستادگي در برابر علي علیه السلام در صحنههاي پيکار بود. آنان و دار و دسته شان افتخار مي کردند که علي علیه السلام باايشان به جنگ پرداخته است. حي بن احطب سيد قبيله بني نضير يکي از کساني است که بر اين امر باليده و گفته است: «اين ها کشتگاني شريف به دست انساني شريفند.» خواهر عمرو بن عبدود در شعري که در رثاي برادرش سروده است، به کشته شدن وي به دست علي علیه السلام مي بالد. هنگامي که حسان در يکي از سرودههايش به قتل عمرو بن عبدود باليد، يکي از مردان قبيله بني عامر در جواب او اشعاري گفت که برخي از ابيات آن چنين است: 1. دروغ گفتيد و به خانه خدا سوگند که ما را نکشتيد اما به خاطر تيغ برنده علي علیه السلام بر خود بباليد. 2. به شمشير پسر عبدالله يعني احمد در جنگ و به پنجه نيرومند علي علیه السلام بدين حال دست يافتند، پس کوتاه کنيد. 3. علي است آن که در فخر مقامي والا دارد پس بيهوده ادعا مکنيد و پست و کوچک شويد (گم شويد). مشرکان کارزار علي علیه السلام را مورد ستايش قرار مي دادند و آن را افتخاري براي علي به شمار مي آوردند و با اين وجود، علت افتخار ايشان، تنها آن بود که علي کشنده آنهاست. مسافع بن جمحي در سوگ عمرو و کشته شدن او به دست اميرالمؤمنين علیه السلام شعري سروده که يکي از ابيات آن چنين است: علي پيروز شد و من به مانند اين افتخار دست نيافته و با مردي چنين قدرتمند رو به رو نشده بودم. هبيرة بن ابي وهب در رثاي عمرو و قتل او به دست علي علیه السلام چنين مي سرايد: از تو اي علي، اين دليري که در ميدان به خرج دادي در جاي ديگري نديدم و من بر نجد مقدم، همچون پيري متوقف شدم. به چه پيروزي شگفتي دست يافتي که همين براي فخر تو بس است و تا زماني که زندهاي از خواري و زبوني در امان مي ماني. سعيد بن عاص نيز به علي علیه السلام باليد و گفته است: من خوشحال نيستم جز آن که مي بينم کشنده پدرم پسر عموي او يعني علي بن ابي طالب است. همچنين پدر علي علیه السلام وي را در زماني که کودکي بيش نبود، در واقعه شعب ابی طالب، در بستر پيامبر خوابانيد و آن حضرت علیه السلام با طيب خاطر به استقبال خطري بس بزرگ رفت. شجاعت والاي آن حضرت را همچنين مي توان شب هجرت پيامبر از مکه به مدينه، ملاحظه کرد. وي بدون هيچ ترس و نگراني خود را در معرض خطري عظيم قرار داد. در حالي که مردان مکه خانه پيامبر را به محاصره خود درآورده بودند، تا کسي را که در بستر خفته است به قتل برسانند. شجاعت ديگر او در زماني است که پس از هجرت پيامبر که به همراه فواطم (فاطمه بنت اسد، فاطمه دختر پيغمبر، و فاطمه دختر حمزه) آشکارا از مکه به طرف مدينه در حرکت شد و او را در اين سفر به جز ابن ام ايمن و ابوواقد ليثي که آنان نيز در مقابل جماعت قريش کاري از دست شان برنمي آمد، کس ديگري همراهي نمي کرد. در اين حال با هشت تن از سواران قريش برخوردند که پيشاپيش آنان جناح برده حرب بن اميه قرار گرفته بود. جناح در حالي که بر اسب سوار بود با شمشير بر علي علیه السلام حمله برد، آن حضرت پياده بود و از ضربت او جا خالي کرد و چون جناح از طرف کتف خم شده بود آن حضرت با ضربتي سنگين او را به دو نيم کرد، آن چنان که آن ضربت تا کوهه زين اسب وي رسيد و آن را شکافت و باقي مشرکان با ديدن اين صحنه هر يک پا به فرار گذاشتند. در روز بدر، آن حضرت وليد بن عتبه را کشت و در کشتن عتبه و گروهي از سران مشرکان شرکت و دخالت داشت. روايت کردهاند که علي علیه السلام نيمي از کشتگان يا بيشتر آنان را به تنهايي به ديار عدم فرستاد و نيم ديگر را باقي مسلمانان به همراهي ملائکه مسومين به قتل رساندند. در روز احد، آن حضرت مطابق با صحيح ترين روايات، پرچم داران مشرکان را که گفتهاند هفت يا نه تن بودهاند به قتل رساند و مشرکان با به قتل رسيدن آن ها از معرکه جنگ گريزان شدند. به طوري که اگر تيراندازان از فرمان پيامبر اکرم صلی الله علیه و آله سرپيچي نمي کردند، جنگ به سود مسلمانان پايان مي يافت. تمام کساني که در اين روز از لشگر مشرکان به قتل رسيدند، بيست و هشت تن بودند که هجده تن آنان را علي علیه السلام کشته بود و وقتي که مسلمانان، به جز اندکي از آن ها، متواري شدند، علي علیه السلام در کنار پيامبر باقي ماند و از وجود آن حضرت صلی الله علیه و آله محافظت کرد و هرگاه مشرکان، بر او يورش مي بردند پيامبر وي را آگاه مي کرد و علي علیه السلام آنان را پراکنده مي ساخت. وي چنان از مشرکان کشت که جبرئيل از آن در شگفت شد و گفت: «اي پيامبر! اين طريق ياري کردن است» و آن گاه ندا داد (شمشيري مانند ذوالفقار و مردي هم چون علي علیه السلام نيست.) در واقعه خندق، هنگامي که عمرو بن عبدود و همراهان او پيش روي مي کردند و از خندق گذشتند، علي علیه السلام به همراه تني چند از مسلمانان آمدند تا شکافي را که مشرکان براي پيش روي از آن استفاده کرده بودند، مسدود کنند. هيچ کس از مسلمانان، به جز علي علیه السلام، بر انجام اين کار بي باک نبود. وقتي عمرو هم نبردي براي خود طلبيد، همه مسلمانان به هراس افتادند و در پاسخ به عمرو خاموش ماندند. گويي بر بالاي سر آنان پرنده مرگ به پرواز درآمده بود. عمرو با ديدن اين وضع شروع به توبيخ و سرزنش آنان کرد. پيامبر خطاب به مسلمانان فرمود: چه کسي به نبرد با عمرو خواهد رفت؟ و هر کس با عمرو به نبرد پردازد، خداوند ورود به بهشت را براي او تضمين مي کند. کسي برنخاست جز علي علیه السلام و گفت: اي پيامبر صلی الله علیه و آله من با عمرو نبرد خواهم آزمود. اما پيامبر به او فرمود: بنشين! او عمرو است. پيامبر سه مرتبه ديگر هم نبردي براي عمرو درخواست کرد و بار سوم به علي گفت: «اگر چه او عمرو است اما تو مي تواني به جنگ او بروي.» علي علیه السلام در جنگ با عمرو بر او دست يافت و او را کشت. با کشته شدن عمرو کساني که همراه وي از خندق گذر کرده بودند متواري شدند. علي علیه السلام به تعقيب آنان پرداخت و بعضي از آن ها را به ديار عدم رهسپار کرد و با اين کار خود هيبت مشرکان را در هم کوبيد و «خداوند کافران را با همان خشم و غضبي که به مؤمنان داشتند، بدون آن که به غنيمتي دست يابند، بازگرداند و خدا خود جنگ را (به واسطه وجود علي علیه السلام) از مؤمنان کفايت فرمود».(1) در جنگ خيبر علي علیه السلام به درد چشم گرفتار آمد، به گونهاي که نه صحرا را مي ديد و نه کوه را. از اين روي پيامبر دو تن از مهاجران را به جنگ دشمنان فرستاد، اما آنان شکست خورده و بازگشتند. يکي از آن دو به دوستانش دشنام مي داد و آنان نيز او را دشنام مي دادند و ديگري دوستان خود را سرزنش مي کرد و آنان او را سرزنش مي کردند. آن گاه پيامبر فرمود: فردا پرچم را به دست مردي خواهم داد که دوستدار خدا و رسول اوست و خدا و رسول نيز دوست دار اويند. او حمله برندهاي است که از ميدان نمي گريزد و از معرکه بازنمي گردد، مگر آن که خداوند بر او گشايشي قرار دهد. سپس علي علیه السلام را فراخواند و در چشم او از آب دهان خود ريخت و بهبود يافت. چون فردا شد پيامبر پرچم را به علي علیه السلام سپرد. مرحب (از مردان نيرومند يهوديان خيبر) در حالي که بر سر کلاه خودي گذارده بود و بر تن زرهي داشت، با علي رو به رو شد. علي علیه السلام با ضربت شمشيري آن کلاه خود را هم چون تخم مرغي درهم شکست و زره و سر او را پاره کرد تا آن که شمشير به فلک او رسيد و همه لشگريان صداي اين ضربه را شنيدند. آن حضرت در اين جنگ در قلعه خيبر را که بيست مرد از آن محافظت مي کردند، از جاي کند. و آن را هم چون پلي بر روي خندق قرار داد. چون مسلمانان از کار جنگ باز مي گشتند افراد زورمند اين در را اندکي جا به جا کردند و هفتاد تن آمدند تا آن در را به حالت اول بازگردانند اما نتوانستند و آن گاه مي بينيم که علي علیه السلام دري را که هفتاد نفر نتوانستند بلند کنند به عنوان سپري براي خود مي گيرد. به راستي در جهان کدام مرد شجاعي است که تا اين حد به شجاعت و دليري رسيده باشد؟ در جنگ حنين علي علیه السلام در کنار پيامبر قرار گرفت. و اين در حالي بود که همه مسلمانان از کنار او متواري و پراکنده شده بودند. به جز ده تن که نه تن از آنان از قبيله بني هاشم بودند. علي و عباس و پسر عباس در بين اين نه تن قرار داشتند. در اين جنگ علي علیه السلام ابوحرول و چهل تن ديگر از آنان را به ديار عدم روانه کرد. و با فرار مشرکان، و به لطف ثبات قدم علي و آن عده قليل، مسلمان دوباره بازگشتند. مسلمين با ديدن پاي مردي هاي علي علیه السلام، استقامت کردند، چرا که از آنان، شجاعتي هم چون دلاوري که علي به خرج مي داد، ديده نمي شد. اميرالمؤمنين علیه السلام در تمام پيش آمدها و جنگ ها از مقامي شامخ برخوردار بود. در جنگ هاي جمل و صفين و نهروان، آن حضرت شخصا شرکت داشت و پهلوانان نامدار را از ميان برداشت و با مردان زورمند آنان به جنگ پرداخت. در جنگ جمل هر دو لشگر رو به روي هم ايستادند و نيزههاي آن ها در قلب يکديگر مي نشست. هر سپاهي که آهنگ رفتن به سوي شتر عايشه را مي کرد، کشته مي شد. از صداي بر هم خوردن شمشيرها صدايي هم چون صدايي پتک به گوش مي رسيد. چون جنگ به اوج خود رسيد، آن حضرت به تنهايي به طرف شتر، که با پارچهاي سبز پوشانده شده بود و مهاجرين و انصار گردش را گرفته و اطراف آن فرزندانش بودند، يورش برد. آن گاه بر آنان تاخت و بر قلب لشگريان جمل زد و با آنان در کار نبرد شد، سپس بازگشت و شمشيرش را که خم شده بود با زانويش راست کرد. ياران و پسرانش گفتند: ما به تو کمک خواهيم کرد. اما علي هيچ پاسخي به آنان نداد و حتي نگاهي به ايشان نکرد و آن گاه دوباره چون شيري ژيان، خروشيد و براي بار دوم به تنهايي به خيل دشمن زد. مردان جنگي دشمن از ترس رويارويي با علي علیه السلام مي گريختند و از چپ و راست او عقب مي نشستند، تا آن که زمين از خون کشتگان، رنگين شد. آن حضرت دوباره به ميان ياران خود بازگشت و شمشيرش را که خم شده بود، راست کرد و به پسرش محمد بن حنفيه فرمود: اي پسر حنفيه! در ميدان نبرد چنين بايد جنگ کرد. کساني که در اطراف آنان بودند خطاب به اميرالمؤمنين عرض کردند اي اميرالمؤمنين! چه کس خواهد توانست کاري را که تو مي کني، انجام دهد؟ يوم الهرير يکي از فرازهاي حساس جنگ صفين است. بعض روايان گفتهاند: «به خدايي که محمد را برانگيخت سوگند که ما رئيس هيچ گروهي را، از زماني که خداوند آسمان ها و زمين را آفريده است، نديدهايم که يک روز بتواند مانند علي علیه السلام عمل کند. او، بنابر آن چه حسابگران شمردهاند بيش از پانصد تن از نام آوران عرب را کشت، وي با شمشيري کج و ناراست به سوي سپاه دشمن خارج مي شد و مي گفت: «از خداوند و از شما پوزش مي طلبم». ما او را در ميان مي گرفتيم و از وي مراقبت مي کرديم ولي او به ناگاه از دست ما به در مي شد و بر قلب لشگريان دشمن، تاخت مي آورد. به خدا سوگند ما هيچ شيري را قوي تر و نزديک تر از او به دشمن نديديم [ یکشنبه 17 مهر1390 ] [ 15:43 ] [ هدهد ]
|
||
| [ طراح اختصاصي توسط : ميهن فا ] [ Designed exclusively by : MIHANFA ] | ||